تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی
*اعلام كليات منشورجنبش دانشجويي ايران اسلامي*

این خبری بود که دیروز در سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ISNA) درج شده بود. نخستین جملاتی که در این خبر به چشم می خورد به این شرح است:

كليات اولين منشور جنبش دانشجويي ايران اسلامي توسط 8 تشكل دانشجويي كشور ظهر امروز(شنبه - 25 فروردين ماه) در جوار حرم امام رضا (ع) و با حضور رييس و معاون سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، قرائت شد و به تأييد و امضاي اين تشكل‌ها رسيد.

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه نمايندگان 8 تشكل دانشجويي، بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي كشور، اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌هاي سراسر كشور، دفتر تحكيم وحدت (طيف شيراز)، جنبش عدالتخواه دانشجويي، مجمع صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور، اتحاديه‌ي تشكل‌هاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي (اتحاديه‌ي اول)، سازمان اسلامي دانشجويان ايران (سادا) و مجمع تشكل‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي (اتحاديه‌ي سوم) حضور داشتند اولين منشور جنبش دانشجويي ايران اسلامي به امضاي آن‌ها رسيد.

کاری به تعاریف کلاسیک و مدرن جنبش های اجتماعی نداریم. اصلاً بیاییم یک بار دیگر به اصل ماجرا بپردازیم. جنبش دانشجویی یکی از اشکال جنبش های اجتماعی است نه حکومتی. ای کاش حوصله ای بود تا سابقه تشکیل  و وضعیت فعلی تک تک 8 تشکل فوق را برایتان توضیح می دادیم. از استراتژی جعل و تصرف بگذریم. اولین نام در بین نام ها و مسؤولین حاضر در برنامه و مصاحبه های مسؤولین و مدح آنها از روند حرکت جنبش دانشجویی خود یک دنیا حرف است.

مسوول نهاد نمايندگي مقام‌معظم‌رهبري در دانشگاه‌ها:

*جنبش دانشجويي به نوعي بلوغي نزديك شده است

*جنبش دانشجويي از اين به بعد آلت دست سياست‌بازان نخواهد شد

معاون سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها:

مجموعه‌ي دانشجويي شايستگي حفظ نظام را دارد

این دو تیتر تکلیف همه ما را روشن کرد. خانه از پایبست ویران است. فکر می کردیم سوء تفاهمی در درک یکی از تعاریف وجود دارد. اما با جمع بندی متوجه می شویم نه درک درستی از جنبش های اجتماعی وجود دارد نه از جنبش دانشجویی و نه از ... .

باز هم اعلام می کنیم! کاری با نحوه تشکیل و چگونگی فعالیت فعلی 8 تشکل فوق نداریم. اما هر فردی اندکی با فضای سیاسی دانشگاه ها آشنا باشد می داند که هیچ یک از تشکل های فوق تشکل هایی دموکراتیک محسوب نمی شوند و به سختی می توان پسوند حکومتی را برای آنان دریغ کرد. استراتژی جعل و تصرف به جای خود. جنبش های اجتماعی تعریف های مختلفی در علوم سیاسی کلاسیک و مدرن دارند که در مورد این 8 تشکل شدیداً شرمنده ایم! مهم ترین رسالت جنبش دانشجویی نقد حاکمیت است. در تمامی دنیا. نمی گوییم حفظ نظام بد است اما این می تواند رسالت سپاه (همان آرمی که روی تابلوی اولین تشکل نقش بسته است) باشد. نقد حاکمیت سرلوحه فعالیت جنبش های دانشجویی است و با این حساب باز هم شرمنده ایم.

 استقلال از چه چیزی؟ وابستگی به چه چیزی؟ وقتی برای احزاب و تشکل ها و جنبش ها واژه استقلال و وابستگی به کار می رود منظور میزان نزدیکی و دوری آنها از حکومت های داخلی و خارجی است. ارتباط با اصناف، احزاب و سایر تشکل های مردمی نه تنها مصداق وابستگی نیست بلکه در تمامی دنیا از مهم ترین خط مشی های تمامی جنبش ها است. با این تعریف این برادران حافظ نظام وابسته تعریف می شوند. چرا که ارتباط معناداری با مردم و تشکل های مردمی ندارند اما تا دلتان بخواهد ... .

یکی از مهم ترین ویژگی های جنبش ها هم در تعاریف کلاسیک و هم مدرن حمایت و دفاع از منافع یک قشر و دارا بودن یک گفتمان است. می توان حداقل سه بار منشور به اصطلاح جنبش فوق را خواند. به هیچ وجه مشخص نیست در حال حمایت از منافع چه کسانی هستند؟ ارتباط آنها با مطالبات دانشجویی چیست؟

ظاهراً نقطه به نقطه موضوع به قدری مضحک است که جایی برای نقد باقی نمی ماند. دوستی می گفت "آموزش و پرورش کارکرد خود را به جای تربیت شهروند، به تربیت انسان حافظ نظام تغییر داده است" آموزش عالی نیز که پیش از این همین کار را کرده بود. به نظر می رسد تمام ارکان نظام این رسالت را دارند. اما داستان وقتی به جنبش های اجتماعی و جعل آنها می رسد واقعاً خنده دار می شود.

برادران! باز هم شرمنده ایم. ظاهراً راه را اشتباه آمدید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست

این انگلیسی ها حق شان بود!! کمی پیشتر پرونده ای داشتیم به نام حقوق بشر که ظاهراً به وضعیت زندان های جمهوری اسلامی، آزادی بیان و فعالیت های سیاسی و اجتماعی، وضعیت اعدام ها، شکنجه ها و قتل ها و بازجویی ها و صدور احکام و ... مربوط می شد. در این کشمکش هسته ای و فشار پرونده از اروپا و شرط تعلیق و ... نفهمیدیم چه شد! احتمالاً دوستان اروپایی ما این پرونده را در ازای تعلیق موقت غنی سازی موقتاً بسته بودند. حتماً باید بر سر این خانم ملوان انگلیسی چفیه می گذاشتند (تا حجاب اسلامی اش حفظ شود!) و با دست هایی لرزان در جلوی دوربین سیگار می کشید و اعتراف می کرد. حتماً باید از ملوانان انگلیسی اعتراف تلویزیونی می گرفتند و ندامت نامه و نامه عذرخواهی می نوشتند تا دوستان بریتانیایی ما در بوق کنند که در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود و این اعترافات و این نامه ها سندیت ندارد و تحت فشار گرفته شده اند!!! حتماً باید این بلا سر خودشان می آمد تا بفهمند مسأله حقوق بشر در ایران مسأله مهمی است. تازه این ملوانان از حمایت خارجی برخوردارند و ما مجبوریم در جلوی دوربین به آنها شنیسل بدهیم تا فکر نکنند در ایران با آنها بدرفتاری می شود. بیچاره جوانان ایرانی که هیچ کس متوجه نمی شود توسط چه کسی بازداشت و در کجا نگهداری می شوند. آن هم با چه وضعیتی. بگذریم. ۱۵ تا می دهیم ۵ تا می گیریم. این است اقتدار ایرانی!! خانواده های این ملوانان هم یادشان باشد تمام شد سال هایی که ارتشی بودن راحت ترین شغل و پردرآمدترین شغل بود. یادشان باشد ایران چه کشوری است. تازه الآن وضعیت صلح است. اگر جنگی در بیفتد خدا می داند با فرزندان آنان چه خواهیم کرد. اگر خیلی نگران هستند می توانند یک تظاهرات ضد جنگ راه بیاندازند و از بلر بخواهند از وقوع جنگ جلوگیری کند!!! اگر کسی به مرزهای آبی جنوب ایران تجاوز کند مجازاتش همین است. (مرزهای شمالی ایران و وضعیت سهم ایران در خزر خیلی مهم نیست. آنجا برادران روسمان هستند. نمی دانم این روسیه که هر بار قراردادی کلان با ما می بندد و نفعی کلان نیز می برد و آخر هم بر علیه ما رای می دهد مهره مار دارد که ما باز هم باید همیشه به سمت او برویم؟ یعنی چهار تا مهندس هسته ای که قرار است نسل پنجم این تکنولوژی را به کشور ما بدهند یا ندهند این قدر ارزش دارند؟). باز هم بگذریم.

دوستی فرض جالبی مطرح می کرد. می دانید که فرضیه و نظریه با هم تفاوت دارند! آیا این احتمال وجود دارد که همه چیز ساختگی باشد؟ یعنی دولت انگلیس در جریان همه چیز باشد یا به عبارتی دیگر عامدانه دست به این حرکت زده باشد؟. بازی برد ـ برد. احتمالش بعید نیست. از این انگلیسی ها این رفتارها بعید نیست. اما سؤال اینجاست که هرکدام از ما از این بازی چه سودی می بریم. مثلاً سود ما علاوه بر نشان دادن اقتدار و حرکت پیشگیرانه از جنگ می تواند مبادله با گروگان های دستگیر شده در اربیل و از همه مهم تر تحت الشعاع قرار دادن قضیه انرژی هسته ای و تحریم و تحریف افکار عمومی و وحدت ملی و ... باشد. انگلیس چه سودی می برد؟ ضرری که نمی کند. چون برای آزادسازی ملوانان خود هزینه ای نمی پردازد. هزینه را امریکا باید پرداخت کند. اما چه سودی می برد؟ چه امتیازی از ایران می خواهد؟ و چه امتیازی از امریکا؟ شخصاً معتقدم انگلستان برخلاف تصور عمومی!!! از برزگترین دشمنان امریکا است. اگرچه نخستین و پایدارترین همراه اوست. انگلیس منافع ملی خود را با همراهی با امریکا و ضربه زدن به او دنبال می کند. انگلیس به دلیل ضعف اقتصادی در برابر رقیب٬ منافع خود را از طریق قدرت بازی های پیچیده سیاسی به دست می آورد. اما چه امتیازی و چگونه؟ آیا کسی می تواند به این سؤال پاسخ دهد؟ 

اما این مسأله را هم نباید فراموش کنیم که حتی اگر این فرض غلط باشد سیاستمداران انگلیسی استاد تبدیل تهدید به فرصت هستند. بنابراین عقل آقای بلر و حامیان پشت پرده ایشان به این مطالب می رسد. (وقتی عقل یک وبلاگ نویس ایرانی ساکن خاورمیانه که تنها چند سال است با سیاست آشنا شده است می رسد ...) پس می توانیم به این نتیجه برسیم که به هرحال انگلیسی ها به دنبال پرداخت کمترین هزینه و انتقال هزینه به امریکایی ها و گرفتن بیشترین امتیاز از ایران و امریکا هستند. اما این را هم فراموش نکرده ایم که انگلیس همین طور که به بزرگترین حامی خود امریکا در طول تاریخ بارها و بارها خیانت کرده است و منافع استعماری خود را به بهترین شکل از طریق اشاعه بنیادگرایی و تحریک رفتارهای ضد امریکایی به دست می آورد٬ به ایران و هیچ کشور دیگری نیز رحم نخواهد کرد و خیانت و ضربه خود را به بهترین شکل شامل حال آن کشور نیز خواهد ساخت. ضربه های تاریخی استعمار روس و انگلیس را هنوز احساس می کنیم.   

پی نوشت: فرض فوق با توجه به شواهد صحیح به نظر می رسد. ملوانان انگلیسی در آبهای ایران دستگیر شدند. آنها برای انجام ماموریت با قایق به آب های ما آمدند. ماموریت آنها ظاهراْ جاسوسی نبوده است. بنابراین کسانی که به آنها ماموریت داده اند می دانستند که قرار است آنها به آب ایران بروند و به احتمال زیاد دستگیر می شوند. طبق گفته مقامات نظام این اولین بار آنها نیز نیست. آنها پیش از این نیز چند بار دست به این عمل زده بودند و باز هم طبق گفته مقامات قصد تحریک داشته اند و عملیات آنها٬ عملیات تحریک آمیز نام گرفته است. ما را به چه کاری می خواستند تحریک کنند؟ واکنش ما قطعاْ از دوحال نمی توانست خارج باشد. ۱. تیراندازی ۲. دستگیری آنها از واکنش ما چه سودی می بردند و چه هدفی را دنبال می کردند؟ بازی برد - برد لزوماْ به معنی یک بازی دوطرفه نیست که در آن هر دو طرف پیروز هستند. معنی دیگری نیز دارد. معنی دیگر آن این است که در یک بازی خود را در موقعیتی قرار دهیم که هر یک از احتمالات پیش رو منجر به برد شود. به عنوان مثال در بازی شطرنج می توانیم با یک حرکت حریف را به واکنشی وادار کنیم که یک سوی آن می تواند مات شدن او و سوی دیگر کیشی دیگر از سوی ما باشد. هدفی که انگلیسی ها از این بازی دنبال می کردند نیز می تواند مشابه این حالت باشد. این مساله به تدریج نمایان می شود. اگر ایران ملوانان را پس ندهد بحث حمله نظامی و مشارکت انگلیس مطرح می شود و اگر بخواهد پس بدهد نیز امتیازی دیگر. انگلیس روابط تجاری خود را با ایران قطع کرده است. قطعاْ از سرگیری روابط با نشان دادن حسن نیت و امضای قرارداد تجاری کلان باید همراه باشد. (معمولاْ این طور است) این قرارداد تجاری لزوماْ ننگین نیست. اما به هرحال قراردادی سودآور برای آنها است. قراردادی که مثلاْ می تواند با توتال یا شل باشد با بریتیش پترولیوم امضا شود. یا حالت های دیگر. کما اینکه هزینه این مساله را هم امریکا به دلیل همراهی همیشگی انگلیس باید بپردازد!! و انگلیس به خاطر این فشار عظیمی که تحمل می کند قطعاْ امتیازات دیگری را نیز از این شریک خود طلب خواهد کرد. پیشبرد زمان این هدف شوم انگلیسی را نشان خواهد داد. حال به راحتی متوجه می شویم که این مظلوم نمایی انگلیسی ها نیز مانند همین بازی ساختگی است. چرا که به راحتی تبدیل به حالتی دیگر می شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست

این روزها بسیاری از جامعه شناسان به نکته درستی اشاره می کنند. این که به جای اینکه از تاریخ و تمدن و شکوه و عظمت ایرانی بگوییم و برای خودمان ذهنیتی خیالی بسازیم و در خواب تاریخی فرو برویم، کمی هم به وضعیت امروزمان بیندیشیم. ببینیم که امروز که هستیم و ایرانی در دنیای امروز چه شکلی دارد.

تعاریف زیادی از فرهنگ و تمدن در کتاب های مختلف به چشم می خورد. با توجه به نسبی بودن تعاریف و ژلاتینی بودن آنها و اصل عدم قطعیت! و زندگی در دنیای پست مدرن یکی از آنها را بنا به سلیقه برای پیشبرد بحث انتخاب می کنیم. یادمان هم نمی رود که این تعریف تنها تا پایان همین بحث اعتبار دارد! قراردادی بین نویسنده و مخاطب. "به کلیه دستاوردهای مادی یک ملت تمدن می گویند" و " به کلیه دستاوردهای مادی و معنوی یک ملت فرهنگ گفته می شود" با این تعریف فرش ایرانی بخشی از تمدن ایرانی است و نوروز بخشی از فرهنگ ایرانی. البته نکته جالب اینکه در برخی کتب این تعریف برعکس است! یعنی تمدن عام و فرهنگ خاص پنداشته شده است! زیاد اهمیتی ندارد. با تعریف ما که ظاهراً گفت و گوی تمدن ها اشتباه می شود و بهتر بود گفت و گوی فرهنگ ها به کار می رفت. بگذریم. ظاهراً ملت ما سال ها است که دستاوردی ندارد. هرچه را فرهنگ و تمدن می نامیم با هزاران سال قبل مربوط می شود. فرهنگ و تمدن ایرانی در سال های اخیر یا خواب است یا مرده است! شکل غریبی به خود گرفته ایم. دوستی می گفت سه ملت در جهان هستند که ریشه تاریخی شان مشخص نیست. افغانستان، میانمار و فنلاند. ما که اصالتمان مشخص و معلوم و واضح و مبرهن است. تمدن ایرانی در تمام دنیا مایه افتخار سایر جهانیان است و هر کس برای نشان دادن فرهنگ اصالت در خانه اش محصولی از ایران را به نمایش می گذارد. وضعیت ما بهتر است یا فنلاند؟ معلوم نیست به چه روزی افتاده ایم. چیزی شده ایم بین اعراب و افغان ها و ترک ها و مغول ها! رفتارمان هم که قابل ذکر نیست که به هیچ اصل اخلاقی در هیچ جا پایبند نیستیم. اما چه شد که به این روز افتادیم. حکومت های مستبد و ستمگر و ملت ضعیف؟ هجوم پیاپی ترک ها و مغول ها و اعراب؟ چه شد که ایرانیت به این روز افتاد؟ این جمله معروف را شنیده اید که زمانی که اروپائیان روی درخت زندگی می کردند ما در ایران لوله کشی آب با سفال داشتیم؟ کسی هست بگوید چرا اکنون که اروپائیان به این شکل زندگی می کنند و این همه دستاوردهای علمی را به کار می گیرند چیزی نمانده که ما برویم روی درخت زندگی کنیم؟ کسی هست به این سؤال پاسخ دهد؟

سخن جامعه شناسان متأخر ایرانی کاملاً درست و به جا است. اما دوستان وقتی وضعیت امروزمان را دیدیم و درک کردیم آن وقت چه باید بکنیم؟ به نظر می رسد نخستین کار باید یافتن خود باشد. این که ما چه هستیم. چه بودیم که به اینجا رسیدیم. خود را بیابیم و راهی که رفته بودیم و از آن منحرف شدیم را ادامه دهیم. ایرانیت را نوسازی کنیم. فرهنگ و تمدن ایرانی را زنده کنیم و تولید را از نو آغاز کنیم. مهم ترین چیزی که ایرانی از دست داد تعقل و فکر و فهم بلند ایرانی است. این فهم اکنون به نوک بینی رسیده است و تبدیل به منفعت طلبی غیراخلاقی شده است. این تفکر و عقلانیت ایرانی را بازیابیم و با استفاده از آن رسالت ساختن ایران و جهان را دوباره احساس کنیم. ملی گرایی ایرانی شاید در شرایط فعلی و با دیدن این چهره زشت تهوع آور باشد. اما پس از درک این زشتی لازمه ساخت زیبایی است. خود را از این سرگردانی تاریخی نجات می دهیم و با عقلانیت ایرانی راه پیشرفت و توسعه را پی می گیریم. این تنها راه ادامه حیات ایران است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست

نوروز زیباترین جشن ایرانیان است. امسال نیز تمامی ایرانیان در تمامی جهان این روزها را جشن گرفتند. ایرانیان مهاجر به امریکا و اروپا، ساکنین آذربایجان و سایر کشورهای آسیای میانه، ترکیه، افغانستان و تمامی ایرانیان راستین. حتی سایت گوگل نیز به جای حروف O  از نشان سبزه هفت سین استفاده کرده بود. شاید هندوها و چینی ها نیز جشن های مهمی داشته باشند. جشن هایی که احتمالاً کشورهای زیادی در آسیای شرقی به صورت همزمان آنها را برپا می کنند. اما هیچ کدام از آنها بازتاب نوروز را ندارد. در حالی که ایران تنها یک کشور است. آن هم با وضعیتی که امروز به یمن سیاست های برادران می بینید. وضعیتی که مردم مظلوم باید منتظر بمانند تا ببینند برای چه چیزی چه هزینه هایی را باید بپردازند. برای ایرانیان هیچ اهمیتی ندارد اگر اکثر شبکه های تلویزیونی دنیا در نوروز اشاره ای با آغاز سال خورشیدی داشتند و اگر تمامی ایرانیان و کسانی که تا چند سال پیش که هنوز سلاطینی برای حفظ نظام بخش هایی از کشور و ملت را نفروخته بودند، این جشن را با شکوه هرچه تمام تر جشن می گیرند، شبکه های تلویزیونی ما نه سبزه ای را نشان خود می کنند و نه جشنی و نه ... . به سختی تعدادی برنامه را به مناسبت تعطیلات و ایام عید!! پخش می کنند. هر شبکه ای را تماشا می کنی مجری برنامه اگر بخواهد از نوروز صحبت کند از عید سعید و سنت های حسنه و صله رحم و تعدادی کلمات عربی دیگر می کنند که فکر نمی کنم کودکان ما به این زودی اینها را بیاموزند. آیا این اتفاقی است که این همه تأکید بر اسلام و سنت پیامبر و حدیث و روایت و ... در نوروز بیشتر می شود؟ یادتان هست زمانی که اکثر آقایان چهارشنبه سوری را مراسمی متعلق به دوران آتش پرستی!! می دانستند. گویی تمام و کمال عربند! این واژه ای بود که اعراب جاهل بت پرست تازه مسلمان بیابان گرد برای ایرانیان متمدن یکتاپرست به کار می بردند. مگر نه اینکه همه ادیان یکی است و همگی اسلام است و مهم تسلیم در برابر تنها خالق هستی و پرستش اوست و مگر نه اینکه تمامی یکتاپرستان برابرند و همه باید دین خود را حفظ کنند و اصلاً آیا این منطقی است که خداوند یکی باشد اما دین با دین تفاوت داشته باشد و هر بار یک چیز بگوید و بگوید که این دین من بهتر است!! آن چیزی که ما امروز به آن دین می گوییم، دین نیست. تاریخ دین و شکلی است که در طول این تاریخ ما برای آن ساخته ایم. دین خدا و محتوای پیام دین در تمامی ادیان یک چیز و بسیار ساده است. بگذریم. برای ایرانیان هیچ اهمیتی ندارد که حکومتشان خود را ایرانی بداند یا عرب. خود را متولی ایرانیان بداند یا متولی اعراب. هیچ اهمیتی ندارد که مهم ترین جشن سال از نظر حکومتگران نوروز باشد یا عید سعید فطر یا عید سعید قربان. اینکه بخواهند با نشان دادن ماهی قرمز در تنگ آب و سبزه ربان بسته و آینه و هفت سین زیبا جشن بگیرند یا ریختن خون حیوانات و سر بریدن گوسفندان. هیچ اهمیتی ندارد. یادتان هست که رییس جمهور محترم ابتدا صحبت از عید فطر به عنوان مهم ترین عید مسلمین جهان و لزوم اهمیت بیشتر به آن کرد و اینکه این عید باید مهم ترین عید سال باشد؟ یادتان هست که گفتند باید از تعطیلات نوروز کم کرد و به تعطیلات فطر اضافه کرد؟ مثال زدند که در تمام دنیا دو بار در سال تعطیلات طولانی مدت داریم!!! و بعد فاصله بین روز عید فطر تا جمعه را تعطیل اعلام کردند و چند روز بعد راهیافتگان مجلس منتخب هفتم نیز اعلام کردند که تعطیلات ایرانیان زیاد است (این گزاره صحیح است) و باید از تعطیلات نوروز کم کرد!!!!! هیچ اهمیتی ندارد. ایرانیان هزاران سال است که چهارشنبه سوری را جشن می گیرند و نوروز را 12 روز جشن می گیرند و روز سیزدهم را همگی به طبیعت می روند. با ورود اسلام هفت شین را به هفت سین تبدیل کردند و قرآن را جلوی آینه گذاشتند. اما آیین های خود را حفظ کردند. هنوز در روستاهای غرب کشور جشن مهرگان برگزار می شود. حکومت های ترک و مغول و عرب آمدند و نتوانستند ایرانیت را از ایرانیان بگیرند. دقیقاً در هنگام این ایام یعنی چهارشنبه سوری، نوروز، سیزده بدر و شب یلدا ایرانیان با خیال راحت تلویزیون های خود را خاموش می کنند و/یا بی توجه به محتوای بمباران های تبلیغاتی آن به کار خود می پردازند. به آیین های خود می پردازند و آن را رسالت تاریخی خود می دانند. این ملت ایران است با تمام قومیت ها و تمام ادیان و  این ایرانی بودن در تمام تاریخ جاودانه ماند. حکومت های زیادی آمدند و رفتند. دین های زیادی نیز. اما ایران ماند و ایرانی ماند.

نوروز زیباترین جشن ایرانیان است. چون به روز نو می اندیشد. گذشته های تلخ و سخت را فراموش می کند و امروز را زیبا می اندیشد و برای فردای بهتر برنامه ریزی می کند. با خانه تکانی زندگی از کهنگی ها و بدی ها به استقبال جشن پاک نوروز می رویم. نوروز یک آیین ایرانی برای تمام انسان ها است. برای تمام نسل ها. نیازی به تبلیغ هم ندارد. کودکان بیشتر از میانسالان و پیران بیشتر از کودکان به این آیین پایبندند.

نوروز به معنی اهداء فرصتی تازه از سوی خداوند به طبیعت برای زندگی است. نوروز یعنی فهم و درک شادی و هدیه آن به دیگران. سپاس اهورا مزدا را که زمین و آسمان را آفرید و شادی را آفرید و به مردمان هدیه داد.

 نوروز زیباترین جشن ایرانیان است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter