تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی

اینترنت؛ برساخته ای ایرانیزه شده. اینترنت؛ شهری از آن ایرانیان، دنیایی از جنس ما.

اینترنت تنها جایی در دنیا است که می توانی هویتت را پنهان کنی. اینترنت تنها جایی است که می توانی خود را آن طور که دوست داری نشان دهی و آن طور ببینی که در آرزوهایت می دیدی. می توانی جهان را به گونه ای به تصویر بکشی و ببینی که خود می خواهی. اینترنت دنیای آرزوها، خیال ها و اوهام است. اینترنت تنها جایی در دنیا است که می توانی با انسان ها به راحتی رابطه برقرار کنی، انسان هایی که آنها نیز مانند تو خود را به گونه ای دیگر معرفی کرده اند! در اینترنت چیزی به نام مجوز بی معنی است و کپی رایت هم یعنی کشک!!! اینترنت محلی برای پخش شایعه و اخبار دروغ است! اینترنت جایی است که در آن می توانی فاشیستی ترین نظرات و توهین آمیزترین عقایدت را نسبت به هر فرد و اجتماعی بنویسی و هیچ کسی هم کاری از دستش بر نمی آید! در اینترنت می توانی به راحتی عکسی را با فوتوشاپ دستکاری کنی و به عنوان یک عکس خبرنگاری حرفه ای و ویژه و ناب و البته واقعی در دسترس همگان قرار دهی!! (همان بلایی که بسیاری در مطبوعات ایران بر سر خاتمی می آوردند!! به عنوان مثال تغییر پوشش برخی زنان در سفرهای خارجی خاتمی) در اینترنت می توانی کالایی را برای فروش بگذاری و بعد از اینکه مشتری بیچاره پول خود را برای خرید کالای شما از دست داد، کالای دیگری برایش بفرستی یا اصلاً هیچ چیز نفرستی!! اینترنت محلی است برای عقده ای های جنسی! محلی برای پهن کردن توری برای ناموس مردم!!!!! با هر خانمی که توانستید ارتباط برقرار کنید می توانید به هیچ چیز جز ... نیندیشید! عکس این حالت نیز صادق است! اینترنت محلی است که دوشیزگان محترم می توانند با گذاشتن عکس 20 سال پیش خود و/یا حتی عکسی از یک هنرپیشه خارجی ناشناس!! (در صورتی که قیافه مناسبی نداشته باشند یا سنشان کمتر از حداقل سن ممکن (در اسلام 9 سال!!) باشد) به تلاشی بی وقفه برای شوهریابی مشغول شوند! (از دیدگاه اکثریت قریب به اتفاق دوشیزگان ایرانی هر پسری یا خواستگار است یا می تواند یک خواستگار باشد (پتانسیل تبدیل شدن به خواستگار را دارا است و تنها باید کمی روی آن کار کرد)، در غیر این صورت مزاحم و حتی بی ناموس تلقی می شود!!!!! از خوانندگان محترم عذرخواهی می کنم اما توصیه می کنم برای آزمایش این حالت در یکی از خیابانهای جنوبی شهر تهران و/یا کلیه شهرستان های کشور از یک دخترخانم غریبه آدرس جایی را بپرسید. واکنش طرف مقابل حیرت آور است!!) اینترنت جایی است که می توان جنسی بنجل را به ۳ برابر قیمت فروخت. این جنس  می تواند خانه یا حتی دوچرخه ای دست دوم باشد. اینترنت جایی است که در یک نظرسنجی می توانید مشخصات خود را جعلی وارد کنید. همچنین این امکان وجود دارد تا میلیون ها بار به سایت مورد نظر مراجعه و ده ها میلیون بار کلیک کنید تا نتیجه نظرسنجی آنی باشد که شما می خواهید! (مثلاً احمدی نژاد به عنوان خوش تیپ ترین رییس جمهور جهان انتخاب شود یا رضازاده به عنوان خوش هیکل ترین ورزشکار تاریخ دنیا) اینترنت جایی است که وقتی فردی نظریاتش را می نویسد و شما هم استدلال مناسبی در برابر او ندارید، می توانید در بخش نظرات (یا اگر نبود به ایمیل طرف ارسال کنید) فحش بنویسید. اینترنت جایی است که می توان برای هر خرافه و بی اساسی سایتی ساخت، عده ای را جمع و ... کرد، عضو گرفت و بعد به عنوان نظریه ای بر ضد مدرنیته، غرب یا هر چیزی که به راحتی دستمان بهش نمی رسد، مطرح ساخت!

مثال های بسیاری می توان زد ... اما حتماً مابقی را خودتان می توانید حدس بزنید.

یک چیزی برای شما جلب توجه نمی کند؟

به موارد ذیل دقت کنید!!!!؛

۱-  ایرانی ها شیفته اینترنت هستند، اتاق های چت یاهو پر است از ایرانیان، بیشترین وبلاگ ها را وبلاگ های ایرانیان تشکیل می دهند، بیشترین درصد ایمیل ها از آن ایرانیان می شود، بیشترین مراجعین سایت های پورنو ایرانیان هستند و ... . چرا؟ چون اینترنت همان مؤلفه های جامعه ایرانی را دارد. دقیقاً همان مؤلفه ها. حتی به شکلی شدیدتر.

۲-  اینترنت را غربی ها (و نه ایرانی ها) ساختند. اما چه شد که مؤلفه های آن به تدریج ایرانی شد؟ غرب که مؤلفه های خود را داشت. ظاهراً با هجوم همه جانبه و خستگی ناپذیر، هویتی دادیم به این اینترنت. حال هر که وارد شود باید از قوانین نانوشته چرندی تبعیت کند که گویی هزاران سال است وجود دارد (البته در ایران).

۳-     دنیا در حال احمدی نژادی شدن است!!!!!!!!

 

 

پی نوشت ۱: مدت ها بود که می خواستم چنین مطلبی بنویسم. اما مراعات حال خوانندگان را می کردم. اما حال که احساس می کنم این وبلاگ خوانندگان انگشت شماری دارد، با خیال راحت و عذرخواهی از این خوانندگان آن را روی وبلاگ گذاشتم.

 

پی نوشت ۲: این مطلب اگرچه به نظر می رسد طنز سخیفی دارد، اما به اعتقاد نگارنده!!! به شدت علمی است. به همین دلیل به جامعه شناسان محترم و پژوهشگران میان رشته ای (جامعه شناسی – ارتباطات) توصیه می کنم این مطلب را دو بار بخوانند!!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست

هر روز خبر ده ها موفقیت علمی را می شنویم. یک روز داروی ام اس کشف می شود٬ یک روز سرطان٬ یک روز هم ایدز!! پیشرفت های مخابراتی، الکترونیکی، کامپیوتری و اینترنتی سرسام آور است. تاجایی که دیگر نمی توان تمام اخبار آن را در هر روز به راحتی نمایه کرد. اخبار علومی مانند شیمی، زیست شناسی، نانوفناوری، بیوتکنولوژی و .. نیز تاحدودی همین وضعیت را دارند. در زمینه مسائل تکنولوژی های رفاهی! که قاعدتاً از ترکیب علوم مکانیک، مواد و برق به دست می آیند٬ دیگر انتظار شنیدن هر خبری را داریم. حجم تولید اطلاعات در ۱۰ سال اخیر به اندازه ۱۰۰ سال گذشته بوده است.

اما ...

می دانیم تعداد زیادی از بیماری ها در سال های اخیر تنها به دلیل ضعف سیستم ایمنی بدن ناشی از افزایش بهداشت فردی و عدم واکسینه شدن طبیعی بدن در مجاورت باکتری ها از یک سو و از سوی دیگر آلودگی های زیست محیطی ایجاد شده از همین تکنولوژی های جدید به وجود آمده اند.

می دانیم پیشرفت های فناوری اطلاعات نه تنها در بعد امواج٬ محیط زیست را به طرز وحشتناکی آلوده کرده اند (بخش زیادی از ناباروری ها، سرطان ها، بیماری های پوستی و .... در شهرهای بزرگ ناشی از همین مسأله اند)، بلکه از حریم خصوصی ما انسان ها هیچ باقی نگذاشته اند. حتماً شنیده اید که انسان های برجسته با خود موبایل٬ این وسیله شنود متحرک! را حمل نمی کنند. یا همچنین مشکلاتی که اینترنت برای زندگی خصوصی افراد ایجاد کرده است.

رفاه ایجاد شده توسط فناوری های به دست آمده از پیشرفت علوم اگرچه زندگی را برای ما بسیار راحت کرده، اما نه تنها سلامتی بلکه زندگی ما را نیز به خطر انداخته است. اروپا به این نتیجه رسیده است که صنایع ریخته گری خود را به دلیل آلودگی های زیست محیطی به کشورهایی چون بنگلادش منتقل کند (تا همین چند سال پیش انتقال هر تکنولوژی به روزی از اروپا به آسیا مصیبتی بود) انسان ها به این نتیجه رسیده اند هم به دلیل سلامتی خود و هم صرفه جویی در وقت!! از دوچرخه به جای وسایل نقلیه موتوری استفاده کنند. وسایل ارتباطی مانند تلویزیون، ماهواره، اینترنت، تلفن و ... نه تنها در ارتباط ما انسان ها نقش مثبتی نداشته اند، بلکه ما را به شدت از هم دورتر کرده اند. دیگر می توان گفت چیزی از خانواده نمانده است.

غذاهایی که می خوریم هیچ یک طبیعی نیست. تقریباً نمی دانیم از چه چیزهایی درست شده اند!! حتی مرغ و تخم مرغ  و گوشت و بسیاری از دانه های  غلات٬ عمل آوری شده از هورمون هایی هستند تا بتوانند دامداری و کشاورزی را هم پا با رشد مصرف و جمعیت پیش ببرند. می دانید در سال چقدر پول برای رفع عوارض همین هورمون ها به صورت نادانسته خرج می کنیم؟

اینها تنها نمونه هایی از پارادوکس های علوم بودند. گویی برای درست کردن مشکلی که در ذهنمان خلق کرده ایم٬ کاری می کنیم که مشکل بزرگتری در عالم واقعیت خلق می شود. مدت ها است مشغول حل مشکلاتی هستیم که خود آفریده ایم!

عمر انسان ها کوتاه تر شده است. زودتر پیر می شویم. از زندگی دیگر هیچ نمی فهمیم. فقط کار می کنیم تا پول بدهیم تا زنده بمانیم. دیگر خرید یک وجب از خاک این دنیا به یک رویا تبدیل شده است.

این علم با سرعت سرسام آور پیش می رود. هر گام آن به گونه ای موفقیت آمیز است که می توان سرودی انقلابی برای آن سرود.

خیلی خوب و سریع پیش می رویم. اما سؤال این است که آیا راه را درست آمده ایم؟ آیا این مسیر به سمت سعادت بشریت می رود؟ کاش می شد یک لحظه بایستیم. داریم خود و هر آنچه دور و برمان هست را نابود می کنیم! سرطان طبیعت لقب برازنده ای برای انسان است. کاش می شد از ابتدا این علم را با فلسفه دیگری بنا می کردیم. کاش دنبال کشف چیزهای دیگری می رفتیم. کاش سؤالات ذهنمان این قدر احمقانه و خودخواهانه نبود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter