![]() |
![]() |
|
|
وضعیت اصلاح طلبان در این حاکمیت به وضعیت بغرنجی تبدیل شده است. آیا تا به حال دیده اید که در یک سازمان یک کارمند را چگونه اخراج می کنند؟ یک نوع اخراج بدین گونه است؛ |
|
امنیت مهم ترین دغدغه فعلی بشر است. انسان مدرن پس از رفع نیازهای اولیه خود یعنی خوراک، پوشاک، سرپناه و سلامتی بیش از هر چیز به بقای آنها می اندیشد. در واقع امنیت تنها یک احساس روانی در ابعاد مختلف است. ما برای زنده ماندن و ادامه حیات نیاز به این داریم تا خطراتی که در هر لحظه جان، سلامتی، رفاه و به طور کلی کلیه داشته ها و دستاوردهایمان را تهدید می کند، پیش بینی و خنثی کنیم یا حداقل تمهیداتی را برای روبرو شدن با آنها بیاندیشیم. با چنین رویکردی مباحثی چون امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت شغلی، امنیت روانی، امنیت بهداشتی، امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی، امنیت بین الملل، امنیت زیست محیطی و ... معنا می یابد. با چنین رویکردی در هر یک از این موضوعات باید دو چیز مشخص شود؛ 1- احتمال تعرض به منافع چه فرد یا افرادی وجود دارد که از امنیت آنها صحبت می کنیم؟ 2- کدام بخش از منافع یا دقیقاً چه چیزی مورد تهدید می تواند قرار گیرد؟ به نظر نمی رسد نیازی به توضیح بیشتر و ذکر مثال هایی در مورد آبزیان و حیات وحش و ... باشد! اما در همین ابتدا به این نکته اشاره می کنیم که اساساً امنیت نیز مانند هر امر دیگری در این دنیا نسبی است. به عبارت دیگر نخست آنکه نقش و جایگاه ناظر در تعریف این امنیت مهم است و دوم آنکه متر مشخصی نیز برای اندازه گیری آن وجود ندارد. همچنین این نکته را هم باید در تمامی موارد باید در نظر داشته باشیم که اساساً امنیت مسأله ای روانی است. حال سؤالاتی اساسی در اینجا مطرح می شود؛ آیا ممکن است مسأله ای که برای من مسأله ای امنیتی!! (در هر بعد ممکن) محسوب می شود برای شما چنین حالتی را نداشته باشد؟ آیا ممکن است نظام طبیعت به جایی برسد که انجام کاری برای یک طرف بحرانی امنیتی و عدم انجام آن کار برای طرف دیگر تهدید امنیتی محسوب شود؟ پرسش های بسیاری از این جنس می توان در اینجا مطرح کرد و جالب آنکه پاسخ تمامی این پرسش ها می تواند مثبت باشد. اما آنچه که قابل تأمل است این است که وقتی یک سیستم به این مرحله می رسد این می تواند مقدمات حذف منافع یا حتی خود یک یا هر دو طرفین را فراهم آورد. مثلاً فرض کنید به لحاظ بهداشتی در مرحله ای قرار داشتیم که مجبور شدیم زباله های صنعتی خطرناک خود را به دریا بریزیم. در این صورت آبزیان را نابود می کنیم. اما اگر در خشکی نگه داریم خود نابود می شویم!! شرایط سیاسی به مرحله ای رسیده است که نارضایتی سیاسی گسترش چشمگیری داشته است. این مسأله امنیت حکومتی را به خطر انداخته است. اما هر گونه واکنش حاکمیت به تهدید امنیت ناراضیان می انجامد. شکل حاد این مسأله شرایط را تنها برای بقای یکی از طرفین مهیا می کند. این حالت دقیقاً مانند دوئل است. بحث در مورد امنیت و هر یک از موارد آن و تحلیل شرایط فعلی مقاله ای مجزا را می طلبد. اما ذکر دو نکته در اینجا ضروری است؛ نخست آنکه گاهی احساس می شود کلمات در جای درست خود به کار نمی روند. به عنوان مثال گاهی کلماتی چون امنیت اجتماعی، امنیت عمومی، امنیت ملی و ... را می شنویم. اما دقیقاً مشخص نیست آیا واقعاً گروهی که قرار است از منافع آنها حفاظت شود همان گروهی است که از آنها نام برده شد؟ اگر این گونه است چرا همان گروه کمترین تجانس را با تدابیر به کار گرفته شده احساس می کند و بیش از هر بخش دیگری از طرفین بی تفاوت یا حتی هراسان دیده می شود. دلیل این امر باید مفصلاً بررسی شود. ممکن است غیرعامدانه یا حتی ناشیانه باشد. ابراهیم نبوی جمله جالبی داشت. "در همه جای دنیا وقتی ترافیک می شود پلیس می آید اما در ایران هر وقت پلیس می آید ترافیک می شود!!!" همچنین ممکن است عامدانه باشد و برای رد گم کنی، مشروعیت بخشی یا هر دلیل دیگری اسامی جابجا استفاده شوند. اما دقت داشته باشیم که با توجه به روانی بودن این موضوعات تداوم این روندها (استفاده جابجا از کلمات) به تغییر کاربرد آن کلمات منجر خواهد شد و طبعاً تبعاتی زیانبار را متوجه طرفین خواهد ساخت. به عنوان مثال استفاده اشتباه یا جابجا (عامدانه یا غیرعامدانه) از همین کلمات امنیت اجتماعی، امنیت ملی و ... اساساً موجب این می شود که این کلمات معانی دیگری پیدا کند و آن وقت دیگر مفاهیمی مانند امنیت اجتماعی یا ملی را به معنی واقعی خود نخواهیم داشت. آنگاه باید آسیب پذیری ملی یا اجتماعی را نیز پیش بینی کنیم. دوم آنکه مدیریت امنیت باید به گونه ای باشد که هیچ گاه کار به دوئل امنیتی (باز هم در تمامی ابعاد) کشیده نشود. این نگاه کلانی را می طلبد که متأسفانه تا کنون کمتر مشاهده شده است. یعنی اساساً فهم این نکته که امنیت چیزی جز تدبیر جلوگیری از ایجاد نقصان در کل سیستم نیست. باز هم تأکید می شود که این سیستم می تواند هر گونه سیستمی باشد.
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|