![]() |
![]() |
|
|
انقلاب اسلامی ایران را باید یکی از مردمی ترین انقلاب ها بدانیم. اگرچه نقش دانشگاه ها، نهاد روحانیت و گروه های مبارزاتی زیرزمینی در به ثمر رسیدن این انقلاب اجتناب ناپذیر است ولی مهم ترین عامل پیروزی انقلاب حضور میلیونی توده مردم و رهبری امام خمینی بود. از جمله پیامدهای پیروزی انقلاب های مردمی آزاد شدن انرژی اجتماعی وسیع و ایجاد توقعات گسترده و متنوع است. جنگ تحمیلی به رغم ضربات جبران ناپذیر خود، نقش بی بدیلی در تخلیه مؤثر این انرژی جهت دفاع از کشور و حفظ و تقویت وحدت نیروهای انقلاب داشت. اما در هر صورت مدیران ارشد نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی می دانستند که اگر استفاده مؤثری از نیروهای انقلاب نشود و انرژی انقلابی آنان به سمت و سوی مناسبی هدایت نشود، می تواند عواقب ناخواسته و مخربی را برای کشور به ارمغان بیاورد. بنابراین علاوه بر استفاده گسترده از این نیروها در مناصب ارشد مدیریت دولتی به فکر تأسیس نهادهایی افتادند که ضمن شکل گیری از نیروهای انقلابی رسالتی انقلابی را نیز سرمنشأ کار خود قرار دهند. شاید اگر این تفکر نبود فاجعه انقلاب در انقلاب در ایران نیز به وقوع می پیوست. نهادهای انقلابی یکی پس از دیگری تشکیل می شدند؛ کمیته انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، بنیاد مستضعفان و جانبازان، بنیاد شهید، بنیاد 15 خرداد، کمیته امداد امام خمینی، جهاد دانشگاهی، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، ستاد رسیدگی به فرمان امام، بنیاد مسکن، نهضت سواد آموزی، سازمان تبلیغات اسلامی و ... از جمله نهادهایی بودند که پس از انقلاب به دلایل مختلف تشکیل شدند و نیروهای انقلابی را به خدمت گرفتند. نقشی که اکثریت این نهادها در حفظ انقلاب و حل بحران های دوره ای با روحیه انقلابی کارکنان خود داشتند، غیرقابل چشم پوشی است. نکته کلیدی را باید در همین جا بیابیم. اگرچه در ابتدای امر نیت اصلی بنیانگذاران این نهادها سازمان دهی انقلابیون بود، اما قطعاً پیش بینی بحران هایی را در ذهن خود می کردند که حل آنها مستلزم نهادهایی قابل اعتماد و شکل گرفته از مؤثرترین نیروهای انقلاب بود تا بتوانند بدون تن دادن به ساز و کارهای بوروکراتیک در اسرع وقت به حل بحران و نجات انقلاب بپردازند. این همان حدفاصل نهادهای موازی است. پس از انقلاب با واژه هایی مانند بسیج، جهاد، نهضت و عباراتی مانند روحیه بسیجی، تفکر جهادی، حرکت انقلابی و ... روبرو شدیم. شاید تمامی این عبارات یک معنا بیشتر نداشته باشد. گاهی در یک کشوری زلزله یا یکی دیگر از بلایای طبیعی رخ می دهد؛ در چنین شرایطی اگر نهادهای مسؤول بخواهند از طریق اداری مکاتباتی را صورت دهند، تجهیزاتی را درخواست کنند و نیروهایی را به منطقه بفرستند، زمان قابل توجهی از دست می رود و تعدادی از شهروندان جان خود را از دست می دهند. اما صلیب سرخ داوطلبینی از شهروندان عادی را پیش از این ثبت نام کرده است که در این هنگام به صورتی سازمان یافته و سریع وارد عمل می شوند. آنها با به همراه داشتن نان، آب، پتو و بیل به نجات جان شهروندان می شتابند و بیشترین نقش را نیز همین نیروهای مردمی در حل بحران دارند. این بسیج مردمی در ایران با وحدت ناشی از انقلاب و اعتقادات اسلامی نیز همراه می شود. در واقع هدف اصلی این است که کاری را که بخش دولتی در زمان مشخص و هزینه خاصی انجام می دهد به دلیل وجود بحران یک نهاد انقلابی با همراهی نیروهای مردمی و بسیج و سازماندهی آنها در زمانی بسیار کوتاه تر و هزینه ای بسیار کمتر به پایان می رساند. به عنوان مثال اگر قرار باشد در برنامه پنج ساله ی سه دوره بعد برای روستایی راه کشیده می شد، جهاد سازندگی در همان زمان با همکاری روستانشینان به سرعت آن راه را تکمیل می کرد. بنابراین بحران، روحیه انقلابی و بسیج مردمی از ویژگی های شرایط تشکیل و فعالیت نهادهای انقلابی بودند. اما اگر چنین شرایطی وجود نداشته باشد، چه اتفاقی برای این نهادها رخ می دهد؟ طبعاً سه راه بیشتر وجود ندارد؛ عدم فعالیت!، موازی کاری و انجام فعالیت های غیر مرتبط ادغام کمیته انقلاب اسلامی و ژاندارمری و تشکیل نیروی انتظامی را به یاد داریم. شاید به همین دلیل باشد که هنوز هم شاهد نوعی دوگانگی در رفتار سازمانی نیروی انتظامی هستیم (به عنوان مثال از حمله به کوی دانشگاه با همراهی گروه های فشار تا دفاع از دانشجویان در برابر همان گروه ها در زمان های مختلف) و شاید به همین دلیل فرماندهان ارشد نیروی انتظامی هنوز از نیروهای سپاه پاسداران انتخاب می شوند. اما به تدریج شاهد شکل گیری هویت واحد پلیس برای کارکنان این نهاد هستیم. همچنین در دولت آقای خاتمی جهاد سازندگی در وزارت کشاورزی ادغام شد چرا که به نظر می رسید که با پایان رسیدن جنگ، سنگرسازان بی سنگر می توانند به عنوان پرسنل رسمی دولت به انجام وظیفه خود بپردازند. در ابتدای انقلاب پس از تشکیل سپاه برخی صحبت از انحلال ارتش می کردند که ظاهراً دلیل آن را عدم اعتماد به ارتش وقت و جلوگیری از ایجاد دو نهاد موازی می دانستند. اگرچه پس از آن در کودتای شکست خورده نوژه یکی از دلایل آنها درست به وقوع پیوست ولی در آن زمان امام با پیش بینی های خود از وضعیت انقلاب در آینده و شناخت صحیح شرایط وقت با این پیشنهاد موافقت نکرد. همچنین کودتا توسط بخش کوچکی از ارتش در هر زمانی و هر کشوری محتمل است و این دلیل مناسبی برای انحلال ارتش نیست. تاریخ نیز نشان داد که سپاه نقش قابل توجهی در حفظ انقلاب و نظام داشت که این نه به تنهایی در توان ارتش بود و نه در شرح وظایف آن. دو سال پیش واژه جانبازان از انتهای نام بنیاد مستضعفان و جانبازان حذف شد و نام بنیاد شهید به بنیاد شهید و ایثارگران تغییر یافت. همچنین این بنیادها تحت نظارت وزارت تازه تأسیس رفاه قرار گرفتند. این درحالی است که دولت فعلی انحلال وزارت رفاه را زمانی در برنامه های خود قرار داده بود. نقش تک تک این نهادها را در حفظ و پویایی نظام برنشانده از انقلاب و سازماندهی و هدایت بخشی به نیروهای مثمرثمر آن و جلوگیری از ایجاد بحران های داخلی نمی توانیم فراموش کنیم. شاید تنها گروهک منافقین بود که با داشتن کمترین نقش در پیروزی انقلاب دست به بازی کودکانه همه یا هیچ زد و با ایجاد بحران های بی شمار داخلی برای مردم و نظام سرنوشت عبرت آمیزی را برای خود رقم زد. اما اکثریت انقلابیون با تشکیل نهادها و ایفای نقش در آنها به تکامل نظام و تغییر شرایط و حل مشکلات کمک قابل توجهی را ایفا کردند. در حال حاضر کشور وارد مرحله شکوفایی و توسعه شده و خواست تمامی ملت ایران صلح پایدار و پیشرفت کشور و رفاه اقتصادی است. در این دوران نه خبری از جنگ خانمان سوز است و نه از انرژی بی پایان آزاد شده از انقلاب و نه از جنگ های گروهک های داخلی و نه محرومیت های بی شمار غیرقابل رفع و ... . از بسیاری از نهادهای انقلابی تنها نامی باقی مانده است. هیچ بخشی از نظام و حتی خود این نهادها موافق موازی کاری، فعالیت غیرمرتبط و سکونِ کاری نیستند. همچنین زمینه های پیشرفت و نیازهای کشور در حدی است که می توان با برنامه ریزی و سازماندهی مناسب تمامی نیروها را به کار گرفت و بهترین بهره را از آنها برد. شاید زمان آن رسیده باشد که در وضعیت کلیه نهادهای انقلابی یک بازنگری اساسی صورت گیرد و برنامه ای منطبق با شرایط زمانی حاضر برای نظام جمهوری اسلامی تدوین شود. |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|