تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی

8 مارس را در حالی گرامی می داریم که تعدادی از خواهرانمان در زندان هستند. زنانی که تنها برای یادآوری این مسأله به خیابان آمده بودند که آنها نیز مانند مردان انسان هستند و باید حقوقی برابر با آنها داشته باشند. زنانی که در این فضای سرد سیاسی ظهور خواسته های زنان جامعه بودند. جالب تر این که در چنین مواقعی کسانی برای سرکوب آنها می روند خود نیز زن هستند!!! بسیاری تعجب می کنند که زنان با آن قوه احساسی چطور می توانند خواسته های به حق و انسانی خواهران خود را ببینند و به عنوان نمایندگان حکومت با تمام قدرت آنها را سرکوب کنند؟ البته این خیلی جای تعجب نیست. اگر می خواستیم تعجب کنیم همان موقعی باید تعجب می کردیم که جای دین و اخلاق عوض شد. دینی که برای آوردن پیامی آمده بود، حال تنها شکل و تاریخش اهمیت دارد و پیامش بی ارزش به زیر خاک رفته است. از این مقدمه که ظاهراً واکنش احساسی نویسنده به وقایع روزهای اخیر است، عبور می کنیم. می خواستم نام این مقاله را "نوشته ای برای علمای اسلام"!!! بگذارم. اما بنا به دلایلی نامش را تغییر دادم. دوست عزیزی چند وقت پیش حرف جالبی می زد. می گفت در یک مجلس ختم یک روحانی که برای تسلی خاطر بازماندگان بالای منبر رفته بود چنان از کیک زرد صحبت می کرد که ... !! دوست دیگری نیز  می گفت چند وقت پیش برای سؤالی نزد یک روحانی رفته و البته نظر خود را نیز بیان کرده بود. جالب است که آن روحانی با واکنش تندی از او پرسیده بود که وقتی شکمش درد می گیرد چه می کند. او نیز پاسخ داده بود  به پزشک مراجعه می کند. روحانی نیز به او گفته بود که بهتر است از این به بعد در علوم اسلامی که در آن تخصصی ندارد اظهار نظر نکند و به عالم اسلامی مراجعه کند. آن دوست نیز پرسیده بود که عالمان اسلامی در چه زمینه هایی می توانند اظهار نظر کنند؟ چگونه است که در تمامی زمینه ها اعم از مسائل هسته ای، علوم سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، ادبیات، پزشکی، علوم فنی و مهندسی، هنر و علوم زیستی، تاریخ، فلسفه و ... حق اظهار نظر را به خود می دهند. اما در این یک مورد (فقه) را که هنوز به عنوان یک دانش آکادمیک در دانشگاه ها پذیرفته شده نیست هیچ کس را صاحب حق نمی دانند. به هرحال نگارنده این مقاله با عذرخواهی از کلیه علمای اسلام تلاش می کند تا نه اظهار فضل بلکه سؤالی را طرح کند. سؤالی که امید است از سوی خوانندگان بدون پاسخ نماند.

ابتدا به برخی تفاوت شیعه و سنی می پردازیم. یکی از تفاوت های شیعه و سنی این است که شیعیان پیروان اهل بیت و فرزندان پیامبر هستند. افرادی که آنها را امام و جانشین پیامبر بعد از حیات ایشان می دانند. اما این یک طرف قضیه است. این تفاوت شیعیان با اهل سنت است. اما اهل سنت چه ویژگی دارند که آنها را از شیعیان متمایز می سازد؟ اینکه پیرو امامت نیستند؟!!! خیر. آنها نیز یک ماهیت دینی دارند و آن هم پیروی از سنت است. به مناسبت 8 مارس! مثالی مرتبط می زنم. عالمی (البته اسلامی) فلسفه و شأن نزول آیات پوشش زنان اعم از آیه معروفه "جلباب" و آیه 31 سوره نور را بیان می کرد. همان آیه ای که زنان مؤمن به پوشاندن مو و بدن خود مکلف می شوند و آداب خاصی برای راه رفتن و سخن گفتن به آنها ارایه می شود.  ظاهراً در آن زمان خانه های کشور عربستان برخلاف امروز فاقد دستشویی و توالت برای بودند و افراد ناچار بودند برای رفع احتیاجات خود به نخلستان های اطراف شهر بروند. اما ظاهراً در شب زنانی که به نخلستان می رفتند از سوی اراذل و اوباش شهر مدینه مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند. در نتیجه این زنان به پیامبر مراجعه و از این مزاحمین شکایت می کردند. پیامبر هم وقتی به اوباش شهر اعتراض می کرد و دلیل این رفتار ناشایست آنها را می پرسید آنها در پاسخ می گفتند ما نمی دانستیم که اینها زنان مسلمان هستند. ما فکر می کردیم که اینها کنیز هستند! آیات پوشش زنان پس از این مسأله نازل شد. آیاتی که فلسفه آن نیز در آنها ذکر شده است. دو فلسفه مهم در این آیات وجود دارد. نخست آنکه این آیات برای زنان مؤمن نازل شده است و آنها به این پوشش مکلف شده اند. پس برادران نیروی انتظامی حتماً عنایت دارند که تمامی زنان  مؤمن محسوب نمی شوند و بنابراین مکلف به رعایت پوشش اسلامی نیستند. پوششی که در هیچ جای قانون اساسی کشورمان هم ذکر نشده است و البته در قانون یک کشور که برای تمام ملت نوشته می شود نباید پوشش خاصی به صورت اجبار آورده شود. برادران و خواهران نیروی انتظامی قاعدتاً مجری قانون هستند یا حداکثر شرع. نکته دوم نزول این آیه برای زنان مؤمن و مسلمان بعد از تعرض اوباش مدینه تمایز آنان است تا دیگر آنها بهانه ای نداشته باشند که ما نمی دانستیم اینها مسلمان هستند. فکر می کردیم که آنها کنیز هستند. اینجا نخستین نقطه اختلاف علمای شیعه و سنی است. شیعیان معتقدند مؤمنین با این پوشش خود را از غیر مؤمنین متمایز می کنند و اهل سنت معتقدند طبق شأن نزول از کنیزان. جالب آنکه بر اساس همین تفسیر ناروا اهل سنت تجاوز به کنیز را حرام نمی دانند!!! چرا که معتقدند با توجه به شأن نزول این آیه تنها تعرض به زنان مسلمان محل ایراد است و اوباش مدینه پس از اظهار بی اطلاعی از کنیز نبودن این زنان پاسخی از پیامبر مبنی بر ممنوعیت تعرض به کنیزان نشنیدند!!

اینجا مهم ترین تفاوت شیعیان و سنیان آشکار می شود. سنیان اعتقاد چندانی به فلسفه آیات ندارند و تنها در مواردی خاص به شأن نزول توجه می کنند! آن هم اگر به نفع آنها باشد. آنها تنها به شکل آیات و سنت پیامبر توجه می کنند و به نوعی در همان زمان و مکان متوقف هستند. به قول آن مجری سیما "همان که توی فیلم بود". اما علمای شیعه که سنگ بنای علمی آنها در زمان امام صادق نهاده شد، معتقدند که خداوند در قرآن پیامی را به بشر می دهد. بشر با توجه به بلوغ عقلی خود این محتوای آیات و این پیام را می آموزد و در زمان ها و مکان های مختلف خود می تواند احکام را با استفاده از عقل خود استخراج کند. به همین جهت شکل دین ممکن است در زمان ها و مکان های مختلف تفاوت داشته باشد. اما محتوای دین باید حفظ شود و این شکل برای پیاده ساختن آن معنا است.

به عنوان مثالی دینی یکی از زیباترین اجتهادات شیعیان در حرام اعلام کردن برده داری است. در دین اسلام از ابتدا به تدریج به بردگان حقوقی داده شد. در ابتدا بدرفتاری با آنان منع شد. در هر کدام از سوره های مدنی به نوعی به این بردگان توجه شده است و در رفتار پیامبر نیز بسیار بیشتر.  به نوعی که بسیاری از نخستین مسلمانان را همین بردگان تشکیل می دادند. چراکه در دین اسلام به آنها به چشم انسان نگریسته می شد. کار به جایی رسید که برای بخشایش بسیاری گناهان شرط آزادسازی تعدادی برده یا کنیز گذاشته شد. خاتم انبیا به رحمت خدا رفت و بشر عاقل و بالغ مکلف شد تا با کتاب آخرین دین خدا به راه خود ادامه دهد. شیعیان با فهم این روند نگرش از ابتدا تا زمان پیامبر متوجه شدند که نگاه اسلام آزادی تمام بردگان و ممنوعیت برده داری و برابری و برادری تمام انسان ها بوده است. به همین جهت در آیین شیعیان برده داری حرام است. اما اهل سنت تا زمان وفات پیامبر رسیده اند و در همان جا متوقف شده اند و اکنون نیز در کمال بی شرمی به خرید کنیز و ... مشغولند.

یا به عنوان مثالی مرتبط علمای شیعه فلسفه نزول آیه 31 سوره نور و آیه جلباب را این می دانند که خدا به زنان مسلمان عربستان در آن زمان این پوشش را توصیه می کند تا دل منافقان به هوس نیفتد. به نظر کاملاً صحیح است. اگر مراد تنها تمایز از غیر مسلمانان یا به قول برادران اهل سنت کنیزان بود یک تمایز ظاهری تعیین می شد. رنگی، نمادی، چیزی. اما پوششی به این سفت و سختی و رفتاری با متانت تنها برای یک تمایز نیست تا آنها متوجه شوند. این پوشاندن برای این است تا دل مزاحمین به هوس نیفتد و به خود اجازه مزاحمت ندهند. می دانید جلبابی که در قرآن آمده است و زنان آن روزگار عربستان روی سر می انداختند از چادر کوتاه تر است و تنها به کمر می رسد. مشابه آنچه که در کشورهای آسیای شرقی وجود دارد. البته پارچه مورد استفاده در جلباب بسیار ضخیم است. علمای شیعه معتقدند مهم به هوس نیفتادن منافقین است نه شکل حجاب مذکور. آنچه که باید پیاده شود فلسفه آیه است. بنابراین اگر  زمانی در ایران که با معلوم شدن چهره زنی شاعر گرانقدر سعدی بیهوش می شد!!! پوشاندن صورت نیز برای زنان مسلمان حکمی لازم الاجرا بود و امروز ممکن است در بسیاری از کشورهای اسلامی زنان بدون پوشاندن موها، دست ها و حتی پوشیدن لباس هایی کوتاه و راحت مزاحمتی حتی با چشم متوجه آنان نباشد و بنابراین آنان با این شکل پوشش اعتقادات خود را هم دارند. هدف در اسلام سلامت فردی و اجتماعی است و این سلامت با همان پوشش حفظ می شود. مانتوهای تنگ ایرانی ظاهراً شرایط مندرج در آیات را دارند اما به مراتب شهوت انگیزتر از هر پوشش دیگری هستند اما سریال های خارجی که از سیما پخش می شود با نشان دادن زنانی بدون روسری و با پیراهن آستین کوتاه یا کت دامن به راحتی برای خانواده های مسلمان ایرانی قابل پذیرش هستند. به همین جهت امروز بسیاری از علمای به روز شیعه معتقدند که این پوشش می تواند برای زنان مسلمان قابل استفاده باشد اما آن مانتوهای تنگ حرام است. (البته واضح است که تمام این احکام برای زنان مسلمان صادر می شود) اما در اینجا هم اهل سنت به تغییر شکل و توجه به فلسفه آیه معتقد نیستند.

دو پرسش مهم اینجا مطرح است:

  1. ما که در قضیه برده داری تا این حد عاقلانه عمل کردیم و برابری انسان ها را معیار قرار دادیم. چرا در زمینه برابری زنان و مردان این طور نیستیم. روند احکام و مسائلی را مرور کنید که قرآن در مورد زنان بیان می کند. ابتدا زنده به گور کردن دختران و کشتن و شکنجه زنان را ممنوع می کند. سپس مؤمنین را به خوش رفتاری با زنان دعوت می کند. پس از آن به زنانی که در عربستان هیچ حقی نداشتند میزانی از ارث را عطا می کند. میزانی که مردان عرب در ابتدا آن را بپذیرند. (جالب است که در ایران این میزان برابر با مردان بود و با آمدن اسلام کاهش یافت!!) سپس زنان را در همه جا تکریم می کند و این تکریم در سوره کوثر به اوج می رسد. سوره ای که حتی پیامبر نیز پس از آن بسیاری رفتارهای خود را تغییر داد و متوجه شد که از طریق فرزند دختر نیز می تواند نسل خود را ادامه دهد. در تمام قرآن واژه مؤمنین در کنار مؤمنات آمده است و تعداد اینها نیز برابرند. اما ما این برابری را درک نکردیم. مانند اهل سنت تا زمان وفات پیامبر آمدیم و در زمان و مکان متوقف شدیم. شدیم همون که تو فیلم بود. یعنی نگاه اسلام را درک نکردیم که می خواست زن را از جایی که به دنیا نیامده به زیر خاک می رفت را به انسانی مانند مردان بدل کند. مگر معتقد نیستید که تمامی احکام اسلام تدریجی است و به تدریج کامل می شود. این روند تدریجی نباید ادامه داشته باشد؟ چون (تاریخ و شکل) دین اسلام مردانه شد و منافع مردان ایجاب نمی کرد؟
  2. این سؤال را بارها و بارها باید مطرح کرد. ما شیعه هستیم. همان شیعیانی که راه خود را در زمان امام صادق با فهم دین و فلسفه آیات و نگاه قرآن از اهل سنت جدا کردند. چه شد که شکل دین و تاریخ دین مهم تر از پیام خدا برای انسان شد؟ چه شد که اخلاق و انسانیت به زیر خاک رفت و با فریاد الله اکبر سر می بریدیم؟ مگر در دین ما قتل از همه گناهان بالاتر نیست؟ پس این توجیه چیست که برای حفظ اسلام می توان این گناهان کبیره را مرتکب شد؟ گناهانی که قلم شرم می کند بیشتر ذکر کند. این چه دینی است که گناه می کنیم تا حفظ شود؟ این روزها حرف های خنده داری می شنویم. بر سر نقض حقوق بشر با مقامات حکومت اسلامی دعوا می گیرند. این دعوا زمانی معنی پیدا می کند که دو طرف حقوق بشر را قبول داشته باشند. وقتی یک طرف حقوق بشر را یک مفهوم امریکایی و غیر اسلامی می داند طبعاْ از نقض آن هم احساس شرم نمی کند. در بهترین حالت اگر مدافعان آن را به امریکا وصل نکند حداقل به آن بی توجه است. اما اگر بگوییم اسلام را نقض کردی حداقل شاید یک توجهی ببینیم و یک پاسخی بشنویم. تعجب است که این چه دینی است که در آن حقوق بشر معنا ندارد؟!!! آیا تا به حال فکر کرده اید چرا این دین در سرزمین عربستان نازل شد؟ در سرزمینی که ساکنان بیابان گرد آن به هیچ اصل اخلاقی و انسانی پایبند نبودند. این دین برای آموزش همین حقوق بشر و همین اخلاق و انسانیت در این سرزمین نازل شد و دنیا را به تعجب انداخت. 8 مارس یک مفهوم امریکایی و غربی نیست. تظاهرکنندگان دشمن نیستند. خواهرانمان هستند. خواهران مسلمانمان. کسانی که تنها می خواهند بگویند انسان هستند. مانند بقیه انسان ها. مانند مردان. مؤمنات هستند مانند مؤمنان. حقوقشان باید برابر باشد. اگر مسلمان نبودند هم انسان بودند و آزاد و حقوقی برابر داشتند. مسلمان بودن هم وظایفی اختیاری در برابر آنها قرار داده است و وظیفه مجازات از این وظایف در دنیای دیگری است و خوشبختانه تکلیف دربانی جهنم از ما ساقط است!!! در زمان و مکان متوقف نباشیم. اصلاً چه شد که فکر کردیم ما باید تعیین کنیم آنها چقدر حقوق داشته باشند؟؟ مگر شما اعتقاد ندارید خدا انسان را آزاد آفرید؟ مگر به آزادی و آزادگی معتقد نیستید؟ پس این را درک کنید که این ها نیز انسان هستند و حقوق برابری با مردان دارند. حقوقی کاملاً برابر. نه عقلشان نصف است نه فهمشان کمتر. نه مانند سیاهان به دلیل رنگ پوستشان و نه مانند بردگان به دلیل ؟؟؟ حقوق کمتری از سایر انسان ها ندارند. همه انسان ها برابرند. این اولین پیام اسلام بود.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter