تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی

دوست عزیز محمدرضا یزدان پناه در وبلاگ شخصی خود مطلبی با عنوان "جبهه مشارکت چه جور جائیه؟" را قرار داده است. محور اصلی مطلب کوتاه ایشان این است که چرا تمامی کاستی های دولت خاتمی به جبهه مشارکت نسبت داده می شود درحالی که سهم این جبهه از کابینه تنها ۴ وزیر بود و چرا به رغم تمامی تلاش های این جبهه برای پیشبرد فرآیند توسعه و دموکراسی در ایران و هزینه هایی که اعضا و این حزب برای آن می پردازند٬ بیشترین انتقادها به این حزب از جانب همان کسانی بیان می شود که جبهه مشارکت برای دفاع از منافع آنان هزینه داده است. اگرچه به نظر می رسد که یکی از بزرگترین دلایل این مساله این باشد که جبهه مشارکت بیش از سازمان خود نقشی گفتمانی در فرآیند دموکراسی خواهی در ایران داشت. به همین دلیل نمی توان نقش جبهه را تنها به ۴ وزیر آن معطوف کرد. همان طور که این حزب نام جبهه را با خود یدک می کشد با کمی بررسی گفتمانی متوجه می شویم که بخش اعظم جنبش دوم خرداد مدیون این حزب و نظریه پردازان و روشنفکران هوادار آن بوده است. حتی اگر ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در سال ۷۶ و ۸۰ چیزی به جز ساختار جبهه مشارکت نبود و همان ستاد تبدیل به حزب شد در همان ساختمان. حتی می دانیم که برنامه چهارم توسعه و چشم انداز بیست ساله ارتباطی تنگاتنگ و جداناشدنی با این حزب دارند. برنامه ای که در کنگره هشتم جبهه مشارکت به عنوان عملکرد اقتصادی این حزب از تریبون قرائت شد. اما به نظر مساله اصلی چیز دیگری است. مساله ای که در تاریخ سیاسی معاصر ما به تدریج نهادینه شده است و اوج بی اخلاقی سیاسی است.

فردی در فضایی پرهزینه دست به فعالیت سیاسی می زند. اما توانایی پرداخت هزینه را ندارد. او تنها از کار سیاسی این را فهمیده است که باید امتیاز بدهی تا امتیاز بگیری. اعتراضی خطرناک می کند. ژست روشنفکری می گیرد. اما می داند این اعتراض می تواند به زندانی طولانی برایش ختم شود. حال یک راهی را برای بقای سیاسی انتخاب می کند. یک راه غیرآبرومندانه. غیر شرافتمندانه. اما این هم مهم نیست. دیگران این را حمل بر سیاسی بودن یا عقاید شخصی آن فرد می گذارند. حافظه بلندمدت ایرانیان هم که ضعیف است. روش کار به این صورت است. جناح راست ایران که عملاْ توانسته است گفتمان خود را بر برخی بخش های غیر انتخابی حاکمیت نیز تحمیل کند٬ تصمیم گرفته است با یک فرد٬ گروه یا گفتمان برخورد سختی داشته باشد. چرا که حضور آن طرف را با منافع سیاسی خود سازگار نمی بیند و قادر به شکست طرف از راه های عرفی نیست. حال به قدرتی متوسل می شود که البته این روش چندان هم مشروع نیست. گاهی اوقات هم ممکن است این طرف یک طرف خارجی یا یک گفتمان خارجی باشد یا گاهی تلاش برای مشروعیت بخشی به یک گفتمان جدید. اما در هرحال وجه مشترک این است که مشکل این جناح مشروعیت بخشی برای آغاز حرکتی است. مشکل اصلی تر هم این است که به اندازه کافی نظریه پرداز ندارد و اگر هم داشته باشد مردان سیاسی این جناح هم قطعاْ به اندازه روشنفکران یا رقبای چپ خود مشروعیت کافی در افکار عمومی ندارند. در چنین هنگامی این فعال سیاسی یا روشنفکر !!! که توانایی پرداخت هزینه های سیاسی را ندارد صلاح یا عافیت طلبی خود را در این می بیند که در این فرایند مشروعیت بخشی به طرف مقابل کمک کند. کمکی که احتمالاْ او هیچ گاه فراموش نخواهد کرد. گاهی وقت ها هم این فرد یا گروه این را وجه المصالحه یک اعتراض خطرناک نکرده است. بلکه می خواهد امتیازی بگیرد. به هرحال موضوع غیراخلاقی این جا است. مدت ها است که در کشورمان گفتمان های تند و رادیکال و احساسی گذشته که قطعاْ در پشت آنها سیاست هایی هم بوده است رخت بربسته اند. افراد و گروه هایی ممکن است برای طرح گفتمان های رادیکال تلاش کنند اما این تلاش چندان موفق نیست. حتی اگر از رسانه های رسمی کشور هم استفاده کافی را داشته باشند. به همین جهت مدت ها است که این فرآیند مشروعیت بخشی کمی نایاب شده است. یکی از تلاش های جناح مقابل برای بر هم زدن بازی مقابله غیر عرفی با جبهه مشارکت بود. جبهه ای که عامل اصلی شکستهای تاریخی این جناح بوده است. اما این مقابله های غیرعرفی معمولاْ فاقد کوچکترین مشروعیت بوده است. به همین جهت هم مبارزه با حزبی قانونی با گفتمانی باز و فعالیتی در ساختمان شیشه ای همیشه با شکست در افکار عمومی همراه شد. حال فرض کنید من روشنفکر در آستانه افتادن به زندان به خاطر اعتراضی بر حق هستم. ژست روشنفکری ام هم اجازه نمی دهد در کانون های اجتماعی و گروه های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی قرار بگیرم.باید تا حد امکان یک فرد مستقل باشم. مستقل از چه چیز؟؟!!! بنابراین در این فرآیند غیراخلاقی شرکت می کنم. فقط کافی است توجه کنم طرف مقابل به دنبال مشروعیت برای چه چیزی است. یکی را انتخاب می کنم.طرف مقابل هم استقبال می کند. یا فرض کنید من از فعالین گروهی سنتی در چپ هستم که نمی توانم مولفه های گفتمان های مدرن را بپذیرم. این ممکن است با منافع من در تضاد باشد. من چپ را تنها به عنوان یک جناح از دو جناح قبول دارم. وگرنه هدف خاصی جز کسب قدرت را دنبال نمی کنم. چیزی را هم نمی خواهم اصلاح کنم. اگر همین ساختار موجود را که همیشه منتقدش هستم تمام و کمال به من بسپارند هیچ مشکلی با آن ندارم. اینجا برای امتیاز گیری سیاسی از جناح مقابل و وارد شدن غیردموکراتیک به بازی سیاسی که مدتی است از آن حذف شده ام دست به تخریب قدرتمندترین بخش های گفتمانی جناح خود می زنم. با این کار هم شانس خود را در این جناح افزایش می دهم هم می توانم امتیاز این تخریب را از جناح مقابل بگیرم. چرا که بزرگترین رقیبش را حذف کرده ام. بر سر یک میز بنشینم و بگویم که هدف هر دوی ما یک چیز است و .... . باز هم می گویم این مشروعیت بخشی جاهای مختلفی خود را نشان می دهد. از اینکه گروهی دانشجویی که هیچ اعتقادی به گروه های فعال در لبنان و برخی گروه های فلسطینی ندارد در فضایی آلوده به شبهه با نمایندگان جناح مقابل همداستان شود تا امتیازی مانند حفظ اتاق و مهر و مشروعیت تشکل را از مسوولین دانشگاه بگیرد!! یا هر گفتمان داخلی و خارجی که تلاش بی وقفه ای برای مشروعیت بخشی به آن می  شود اما این تلاش به دلیل عدم توجیه عقلی و اخلاقی محکوم به شکست است. این همراهی می تواند به بقای سیاسی و امتیازگیری کمک کند. هر چند غیر اخلاقی باشد. البته خوشبختانه جبهه مشارکت آگاهانه روشی اخلاقی را در سیاست پیشه کرده است. حتی اگر این روش به هر دلیلی مورد استقبال عمومی هم واقع نشود. بنابراین بهانه چندانی برای برخورد وجود ندارد.

اما آن چه که در حال حاضر پا برجاست امتیازگیری های سیاسی از طریق مشروعیت بخشی به گفتمان های نامشروع است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter