![]() |
![]() |
|
|
این روزها بسیاری از جامعه شناسان به نکته درستی اشاره می کنند. این که به جای اینکه از تاریخ و تمدن و شکوه و عظمت ایرانی بگوییم و برای خودمان ذهنیتی خیالی بسازیم و در خواب تاریخی فرو برویم، کمی هم به وضعیت امروزمان بیندیشیم. ببینیم که امروز که هستیم و ایرانی در دنیای امروز چه شکلی دارد. تعاریف زیادی از فرهنگ و تمدن در کتاب های مختلف به چشم می خورد. با توجه به نسبی بودن تعاریف و ژلاتینی بودن آنها و اصل عدم قطعیت! و زندگی در دنیای پست مدرن یکی از آنها را بنا به سلیقه برای پیشبرد بحث انتخاب می کنیم. یادمان هم نمی رود که این تعریف تنها تا پایان همین بحث اعتبار دارد! قراردادی بین نویسنده و مخاطب. "به کلیه دستاوردهای مادی یک ملت تمدن می گویند" و " به کلیه دستاوردهای مادی و معنوی یک ملت فرهنگ گفته می شود" با این تعریف فرش ایرانی بخشی از تمدن ایرانی است و نوروز بخشی از فرهنگ ایرانی. البته نکته جالب اینکه در برخی کتب این تعریف برعکس است! یعنی تمدن عام و فرهنگ خاص پنداشته شده است! زیاد اهمیتی ندارد. با تعریف ما که ظاهراً گفت و گوی تمدن ها اشتباه می شود و بهتر بود گفت و گوی فرهنگ ها به کار می رفت. بگذریم. ظاهراً ملت ما سال ها است که دستاوردی ندارد. هرچه را فرهنگ و تمدن می نامیم با هزاران سال قبل مربوط می شود. فرهنگ و تمدن ایرانی در سال های اخیر یا خواب است یا مرده است! شکل غریبی به خود گرفته ایم. دوستی می گفت سه ملت در جهان هستند که ریشه تاریخی شان مشخص نیست. افغانستان، میانمار و فنلاند. ما که اصالتمان مشخص و معلوم و واضح و مبرهن است. تمدن ایرانی در تمام دنیا مایه افتخار سایر جهانیان است و هر کس برای نشان دادن فرهنگ اصالت در خانه اش محصولی از ایران را به نمایش می گذارد. وضعیت ما بهتر است یا فنلاند؟ معلوم نیست به چه روزی افتاده ایم. چیزی شده ایم بین اعراب و افغان ها و ترک ها و مغول ها! رفتارمان هم که قابل ذکر نیست که به هیچ اصل اخلاقی در هیچ جا پایبند نیستیم. اما چه شد که به این روز افتادیم. حکومت های مستبد و ستمگر و ملت ضعیف؟ هجوم پیاپی ترک ها و مغول ها و اعراب؟ چه شد که ایرانیت به این روز افتاد؟ این جمله معروف را شنیده اید که زمانی که اروپائیان روی درخت زندگی می کردند ما در ایران لوله کشی آب با سفال داشتیم؟ کسی هست بگوید چرا اکنون که اروپائیان به این شکل زندگی می کنند و این همه دستاوردهای علمی را به کار می گیرند چیزی نمانده که ما برویم روی درخت زندگی کنیم؟ کسی هست به این سؤال پاسخ دهد؟ سخن جامعه شناسان متأخر ایرانی کاملاً درست و به جا است. اما دوستان وقتی وضعیت امروزمان را دیدیم و درک کردیم آن وقت چه باید بکنیم؟ به نظر می رسد نخستین کار باید یافتن خود باشد. این که ما چه هستیم. چه بودیم که به اینجا رسیدیم. خود را بیابیم و راهی که رفته بودیم و از آن منحرف شدیم را ادامه دهیم. ایرانیت را نوسازی کنیم. فرهنگ و تمدن ایرانی را زنده کنیم و تولید را از نو آغاز کنیم. مهم ترین چیزی که ایرانی از دست داد تعقل و فکر و فهم بلند ایرانی است. این فهم اکنون به نوک بینی رسیده است و تبدیل به منفعت طلبی غیراخلاقی شده است. این تفکر و عقلانیت ایرانی را بازیابیم و با استفاده از آن رسالت ساختن ایران و جهان را دوباره احساس کنیم. ملی گرایی ایرانی شاید در شرایط فعلی و با دیدن این چهره زشت تهوع آور باشد. اما پس از درک این زشتی لازمه ساخت زیبایی است. خود را از این سرگردانی تاریخی نجات می دهیم و با عقلانیت ایرانی راه پیشرفت و توسعه را پی می گیریم. این تنها راه ادامه حیات ایران است. |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|