تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی

صدام هم اعدام شد. در ابتدای صبح و خیلی سریع. آدم را به یاد اعدام های خودمان می انداخت! از همان ابتدای صبح می شد واکنش های مختلف را مشاهده کرد. برخی می گفتند این صدام واقعی نبود! برخی هم می گفتند که اصلاً اعدامی صورت نگرفته است! عده ای شیرینی پخش می کردند. یکی می گفت مگر زخم شهادت آن همه جوان، آن همه جانباز، آن همه اسیر با یک اعدام ساده تسکین پیدا می کند؟ یکی از آزادگان تعریف می کرد که نظامیان بعث در دوران اسارت یکی از برادران سپاه را با طناب به دو ماشین بستند و سپس با حرکت ماشین ها ... . بهتر بود با صدام هم همین کار را می کردند. یکی دیگر می گفت تنها صدام نیست که باید اعدام شود بلکه تمامی عراقیانی که در جنگ با ایران و وارد کردن خسارات مادی و معنوی مؤثر بوده اند، کشته شوند. می شد درک کرد که این احساس شادی نوع ضعیف شده چه احساسی است.

گاهی مواقع خبرنگار تلویزیون با لبخند خبر کشته شدن تعدادی از غیرنظامیان اسرائیلی را در یک عملیات انتحاری فلسطینیان خبر می دهد. اما برای هر انسانی کشته شدن یک کودک اسرائیلی همان قدر دردناک است که کشته شدن یک کودک فلسطینی. به سختی می شود از چنین اخباری احساس شادی کرد. برنامه ای در صدا و سیما نشان داده شده بود که تعدادی از کودکان اسرائیلی هدایایی را به همراه نامه برای کودکان آواره جنگ لبنان ارسال کرده بودند. در میان هدایا عروسک، اسباب بازی، لباس، غذا و پتو دیده می شد. متن نامه ها که به طور خلاصه توسط خانمی خوانده می شد هر انسانی را تحت تأثیر قرار می داد. هیچ وقت متوجه نشدم چرا مرگ کودکی که تنها جرمش زاده شدن در فلسطین اشغالی و از پدر و مادری یهودی است، باید موجب خوشحال شدن افرادی شود. همچنین است پخش خبر عملیات انتقام جویانه شیعیان از از سنیان در عراق. نمی دانم اگر امام زنده بود آیا باز هم افرادی به خود این جرأت را می دادند تا اخبار تفرقه و دشمنی بین مسلمین را با خوشحالی اعلام کنند و وحدت بین شیعه و سنی را چنین تحت تأثیر قرار دهند؟ القاعده گروهی است که بخشی از شرح وظایف خود را بریدن سر افراد به خصوص شیعیان تعریف کرده است! اگر روزی تصویری نشان داده شود که تعدادی از شیعیان در حال بریدن سر یکی از سران القاعده هستند، باید خوشحال بود؟

البته مورد صدام و دیکتاتورهایی چون او به هیچ وجه با مثال های بالا قابل مقایسه نیست، اما این مثال ها زده شد تا به این نتیجه برسیم که آن چیزی که باید نابود شود رفتارهای غیر انسانی مانند کشتار، خونریزی، شکنجه، زندان، اعدام و ... است. اگر قرار باشد با همان رفتارها آن انسان ها کشته شوند و سپس اقدام تلافی جویانه گروهی دیگر با همان رفتارها و ... آن چیزی که نابود می شود انسان ها هستند و انسانیت و آن چیزی که باقی است رفتارهای حیوانی گروهی است که خود را انسان می نامند!

به هر حال صدام اعدام شد و تنها دادگاه عدل الهی می تواند او و عمالشان را به جزایشان برساند. عده ای از فرجام یک دیکتاتور خوشحال بودند و امیدوار بودند که فرجام همه دیکتاتورها این باشد! حتی اگر صدام واقعی اعدام نشده باشد، به هرحال شخصیتی به نام صدام حسین اکنون در دنیا وجود ندارد. همان طور که شخصیتی به نام سعید امامی دیگر وجود ندارد! اما اگر یک سعید امامی به 100 تا تبدیل شده باشد مرگ او چه ارزشی دارد؟ پس مهم آن است که حذف تفکر مخالف با حذف مخالف از صحنه سیاسی کشور ریشه کن شده باشد.

اعدام صدام جوانب و پیامدهای دیگری هم داشت که خیلی به آن پرداخته نشد. صدام در حالی اعدام شد که هیچ گاه در دادگاه او از جنگ با ایران به طور جدی صحبت نشد. زنده بودن صدام و محاکمه او به صورت یک محکوم از پیش می توانست فرصتی برای دستگاه دیپلماسی کشور باشد. چرا که در این حالت می شد صحبت از غرامت جنگی یا حداقل محکوم ساختن عراق به عنوان متجاوز و اثبات مظلومیت کشور ایران کرد. فرصتی که هیچ گاه به ایران داده نشده بود. اعدام زودهنگام و سریع صدام این برگ را سوزاند. مسأله دیگر در اعدام صدام وضعیت سیاست داخلی امریکا است. می دانیم که محافظه کاران امریکایی در سه انتخابات همزمان اخیر (مانند محافظه کاران کشور ما) شکست سختی را متحمل شده اند. شکستی که نه تنها روگردانی اکثریت امریکاییان از جرج بوش را نشان می داد بلکه نشان داد که در شرایط فعلی رفاه و وضعیت اقتصادی امریکا بیشتر از مبارزه با تروریسم برای مردم این کشور اهمیت دارد. اگرچه بوش در رسیدن به اهداف خود نیز تا حد زیادی ناموفق بود. خشونت های اسلام گرایانه تا حد زیادی در منطقه خاور میانه گسترش پیدا کرده است. امنیت اکنون به یک معضل منطقه ای تبدیل شده است. اما به هر حال اعدام صدام پس از ترور زرقاوری به صورت نمادین تبلیغی برای بوش در داخل امریکا است. از سوی دیگر می بینیم که ادبیات سیاسی منطقه به سوی خشونت در حال پیشرفت است. اکنون حتی دولت های منطقه مانند عربستان، فلسطین، ایران و حتی قطر و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس ادبیاتی تنش زا دارند. ادبیات خشونت اکنون به ادبیات رسمی و دیپلماتیک تبدیل شده است و نمایندگان دولت ها این گونه با هم سخن می گویند. این مسأله در سطح منطقه قطعاً به سود رژیم اسرائیل است. اسرائیل تا زمانی که ادبیات دموکراتیک و صلح طلبانه در منطقه حاکم باشد، مشروعیت چندانی ندارد. اما حضور دولت ها و گروه های فرقه ای و شبه نظامی این فرصت را در اختیار اسرائیل قرار می دهد که خود را کشوری صلح طلب، توسعه یافته و مظلوم در کنار کشورهای اسلامی خشونت طلب با گروه های تروریستی معرفی کند! وضعیت حماس هم قابل تأمل است. در حال حاضر حماس در پارادوکسی میان یک گروه مقاومت یا یک دولت دیپلماتیک درگیر است. نه می تواند هویت خود را از دست بدهد و نه می تواند با کشورهایی که تا دیروز آنها را به رسمیت نمی شناخت به نمایندگی از کشورش به مذاکره بنشیند. بیشتر به اپوزیسیونی در قدرت شباهت دارد! این سردرگمی هم در وضعیت فعلی موضع اسرائیل را تقویت می کند. وضعیت سیاست داخلی ایران هم تا حد زیادی قابل پیش بینی است. با از بین رفتن ادبیات صلح و دموکراسی در منطقه و افزایش رفتارهای تنش زا شرایط برای بسته تر شدن فضا در ایران مهیا می شود. عرصه عمومی در ایران روزهای سختی را در پیش دارد.

امیدوارم ریشه های رفتارهای غیرانسانی حداقل در سطح وسیع در جهان خشکانده شود. اما نگاهی به اخبار منطقه این را نشان نمی دهد. ادبیات فعلی منطقه خاورمیانه ادبیات صلح و دموکراسی نیست.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter