![]() |
![]() |
|
|
خط امام واژه ای است که در ربع قرن اخیر در ادبیات سیاسی ایران رایج شده است. برای معنای این واژه تا کنون مقالات مختلفی نوشته شده و مصاحبه های بسیاری صورت گرفته است. شاید راهبردی ترین آنها یک بیانیه و یک مقاله ای بود که توسط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نشریات عصر ما و عصر نو، ارگان های این سازمان به چاپ رسیده اند. در اولی خط امام در ده بند تعریف شده و در دومی با محوریت سیاست ورزی در زمان و مکان توصیف شده بود. در این نوشتار قصد ندارم که خط امام را تعریف کنم. اما به عنوان فردی که امام را در زمان حیات ایشان درک کرده و با آرا و اندیشه های ایشان آشنا است، به ذکر یکی از بارزترین زوایای فکری ایشان بپردازم که این حقیر از آن به عنوان محور اصول خط امام یاد می کنم. می دانیم که یکی از مهم ترین تفاوت های بنیادگرایی دینی و روشنفکری دینی در دین شکلی و دین محتوایی است. وقتی از دین صحبت می کنیم نیز دو معنای متفاوت را در نظر می گیریم. در واقع پیامبران با خود پیام دین یا محتوای دین را به جامعه عرضه می کردند، اما پس از این عمل و افزایش پیروان و گسترش دین به تدریج فرقه های مذهبی، آیین ها و مراسم مختلف، پوشش ها، آداب و رفتارها، دعاها و... به اشکال گوناگون به دین اضافه شدند. اینها برای دین بیشتر حکم زیورآلات را دارند. والا دین یکی بیشتر نیست. تمامی ادیان برای بشریت یک معنا را به ارمغان می آوردند. همان طور که می بینیم قرآن در دو بخش (سوره های مدنی و سوره های مکی) به طور کلی دو مضمون را به بشریت منتقل می کند. در بخش اول اخلاق فردی و اجتماعی و روش های صحیح زیستن در این جهان را به انسان می آموزد و در بخش دوم از معاد و معنادار بودن و هدف دار بودن آفرینش سخن به میان می آورد. همگی ادیان نیز همین دو پیام را به بشر می دهند. دین یکی بیشتر نیست و همگی تسلیم انسان در برابر خالق بی همتاست. شکل ادیان و فرقه ها که تفاوت آنها را نشان می دهد، محصول رفتار ما انسان ها در طول تاریخ است و ارتباطی به خود دین ندارد. اما متأسفانه می بینیم که برای بسیاری از پیروان شکل دین از خود دین مهم تر است. پیروان یک فرقه با سر دادن شعارهای مذهبی خود سر پیروان فرقه دیگر را می برند! این بسیار عجیب است که بسیاری از علمای مذهبی فرقه های گوناگون نیز برای حفظ دین انجام هر عمل غیر اخلاقی و غیر انسانی را مجاز می دانند. مگر دین چیزی به جز توصیه به اخلاق و انسانیت است. پس قطعاً آن چیزی که برای حفظ آن می توان به رفتارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی (و قطعاً غیر دینی) متوسل شد، دین نیست. بلکه همان شکل دین است که منشأیی انسانی (و نه الهی) دارد. یکی از ویژگی های رفتاری امام که ریشه در همین روشنفکری دینی دارد، شناخت و اعتقاد به اصل دین و عدم محوریت دادن به شکل دین است. امام معتقد بود برای پیاده سازی معنای دین در جوامع می توان شکل دین را تغییر داد. اینکه امام در زمانی موسیقی را حرام و در زمانی حلال اعلام می کرد تنها به توجه ایشان به مسائل اخلاقی دین و روش پیاده سازی آن در جامعه در زمان ها و مکان های مختلف دارد. دل پر خون ایشان از متحجرین و ارائه احکام ثانویه معروف ایشان گواه این مطلب است. این مسأله به حدی بود که گاهی تعجب و حتی اعتراض برخی علما را نیز برمی انگیخت. اگرچه اکنون همان علما بر صحت نظر امام در آن زمان شهادت می دهند. سیاست ورزی بر اساس زمان و مکان نیز ذیل همین مفهوم قرار می گیرد. وقتی اصالت بر معنای دین باشد، اصل سیاست ورزی نیز اخلاقی و انسانی می شود و پس از آن می توان شکل آن را برای در هر زمانی بر اساس اصالت و رسالتش تغییر داد. شاید کمتر رهبری را در تاریخ بتوان یافت که به اندازه امام مردم گرا باشد. ایشان این را نیز از پیشوایان دینی خود آموخته اند. در شرایطی که در زمان پیامبران حتی پذیرش معنای دین نیز در جامعه تنها با استقبال مردم میسر بود، چگونه عده ای حاضرند به بهانه الهی بودن دین و بی مسؤولیت و بی اختیار بودن انسان ها هر عمل غیر اخلاقی را برای گسترش آنچه دین می نامند، مجاز اعلام کنند و به رهبران دینی وجهه ای غیر مردمی و استبدادی ببخشند؟ سخنرانی معروف امام در بهشت زهرا که به اعتقاد من هر روز باید به طور کامل برای کلیه مسؤولین نظام پخش شود، در بیان روش های اخلاقی و انسانی حکومت کردن فرازهای جالبی دارد. به هرحال پیام دین از خود دین (شکل آن) به مراتب اهمیت بیشتری دارد و اصالت با آن است. پیش از آن که به تمایزات مذهبی فکر کنیم باید به اخلاق، انسانیت، رعایت حقوق انسان ها، زندگی معنادار و هدف دار فکر کرد. مسأله ای که بسیاری از مذهبیون افراطی مدت ها است که از یاد برده اند. سیاست ورزی اخلاقی و انسانی (که قطعاْ دینی و اسلامی است) باید سرلوحه حرکت تمامی نیروهای خط امام قرار گیرد. همچنین باید این مطلب را نیز در پرانتز اضافه کنم که امام هم به عنوان یک انسان که رهبری یک انقلاب را در یک عصر پذیرفته است قابل نقد است. به قول برادرمان حجاریان این نقد باید از خود نیروهای خط امام آغاز شود. با توجه به ترکیب جمعیتی کشور و ناآشنایی نسل جوان کشور با فضای انقلاب و نقدهای آنان به فضای انقلابی به نظر می رسد که زمان نقد و پاسخ گویی به انتقادات فرا رسیده است. |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|