![]() |
![]() |
|
|
یک تحلیل گفتمان ساده از نیروهای سیاسی داخل محوریت و اولویت فعالیت سیاسی آنها را در سه موضوع نشان می دهد: ۱- نظام ۲- ارزش ها ۳- منافع ملی در بخش اول گروه هایی هستند که حفظ نظام را مقدم بر هر چیز دیگری می دانند. تمامی محورهای فعالیت آنها با منافع و مصالح نظام٬ دشمنان نظام٬ معاندین و مخالفین نظام٬ دوستداران و وفاداران نظام و ... آمیخته شده است. اما نکته قابل توجه آن است که به رغم موضوعیت مسأله ای عینی تعریف روشن و یکسانی هم از نظام وجود ندارد. مقصود گروهی از نظام معنای عام آن است. این گروه در میان اصلاح طلبان بیشتر یافته می شوند. نظام را ترکیب کاملی از نظام سیاسی٬ جغرافیایی٬ اقتصادی٬ اجتماعی و فرهنگی ایران می دانند. حتی برخی از آنها نظام جمهوری اسلامی ایران را تنها قسمت بزرگی از نظام سیاسی ایران می دانند. این یک تعریف آکادمیک است. برخی دیگر نظام را نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف می کنند. در این میان هم اختلافات بسیاری وجود دارد. عده ای نظام جمهوری اسلامی ایران را شکل فعلی آن می دانند و عده ای دیگر محتوای آن را برتر می شمارند. بر سر این محتوا هم در دو جناح نظرات مختلفی وجود دارد. واژه «اصل نظام» با همین نگاه وارد ادبیات سیاسی ما شد. واژه ای که اگرچه در ابتدا با نگاهی جناحی٬ سیاسی و امنیتی از سوی یک جناح اقلیت طرح شد ولی به تدریج با طرح مباحثی چون آرمان های نظام و انقلاب و شهدا و امام و ... معانی دیگری یافت. در بخش دوم هم در هر دو گروه طرفداران فراوانی وجود دارند. بسیاری از نیروهای سیاسی هر دو جناح این نظام را وسیله ای برای پیاده کردن ارزش ها می دانند. ارزش هایی که اگرچه بر سر اولویت بندی آنها اتفاق نظری وجود ندارد اما هر دو گروه اصالتی برای این وسیله قائل نیستند. نظام مانند یک شرکت مأمور به پیاده سازی یک پروژه ارزشی است. آن چیزی که اصالت دارد ارزش های در نظر گرفته شده برای نظام هستند. کشور و ملت در بخش سوم محوریت دارد. همه چیز باید بر اساس بقا و منافع و مصالح بلند مدت این دو رکن در نظر گرفته شود. با توجه به شفافیت مسأله طرفداران این نظریه در جناح محافظه کاران چندان یافت نمی شوند و در جناح مقابل نیز اختلاف نظر چندانی بر سر آن وجود ندارد. اما چگونه می توان تشخیص داد که هرکدام از نیروهای سیاسی این اولویت بندی را چگونه در نظر گرفته اند و اولویت بندی نهایی بهتر است چگونه باشد؟ طرح این سؤالات کمک فراوانی می کند: ۱- اگر زمانی در وضعیتی قرار گرفتید که بین حفظ نظام و جدا شدن بخشی از کشور یا حفظ کشور و تغییر نظام تنها یکی را می توانستید انتخاب کنید٬ کدام یک را انتخاب می کردید؟ ۲- اگر زمانی در وضعیتی قرار گرفتید که بین حفظ نظام و سرکوب مخالفینی که اکثریت قریب به اتفاق مردم را تشکیل می دهند و تغییر نظام و عمل به خواسته مردم یکی را می توانستید انتخاب کنید٬ کدام یک را انتخاب می کردید؟ ۳- اگر زمانی در وضعیتی قرار گرفتید که بین آرمان های نظام و هویت نظام و وضعیت فعلی آن تضاد آشکاری را می دیدید٬ برای کدام یک اصالت قائل می شوید. هویت جدیدی برای نظام تعریف می کنید یا نظامی بر سر کار می آورید تا آرمان ها و هویت قبلی را ادامه دهد؟ ۴- اگر نظامی داشتید که به ارزش های اخلاقی و انسانی به هیچ وجه پایبند نبود و فعالیت های ضد ارزشی داخلی و خارجی آن در تمامی ابعاد از آن الگویی از یک نظام فاسد ساخته بود٬ در شرایطی که اصلاح تدریجی و دراز مدت عملی نبود٬ بین تحکیم و حفظ نظام و ادامه وضعیت موجود یا تغییر نظام به نظامی ارزشی کدام یک را انتخاب می کنید؟ ۵- اگر کشور درشرایطی قرار گرفت که یا بسیاری از مردم باید فنا و فدای آرمان های کشور و حتی جغرافیای کشور شوند و جنگی خونین بخش اعظم مردم یک کشور را به نابودی برساند یا بدون درگرفتن یک جنگ خونین با صلح و آرامش بخشی از کشور جدا شود یا بخشی از منابع کشور به بیگانگان سپرده شود یا ...؟ به عبارت دیگر بین اولویت مردم و کشور کدام یک را انتخاب می کنید؟ پاسخ به این سؤالات تا حدی می تواند مرزبندی های جدیدی را هویدا سازد. به نظر می رسد در نظام بین الملل امروز انسان و انسانیت به طور عام محوریت دارد. نه تنها نظام ها به راحتی تغییر می کنند بلکه کشورها هم به راحتی تجزیه می شوند و کشورهای جدیدی به وجود می آیند یا کشورهایی به هم می پیوندند و ملت و کشور جدیدی ایجاد می شود. اما آنچه که موضوعیت دارد حفظ جان انسان ها و حقوق آنها است. برای جلوگیری از کشته شدن انسان ها به راحتی می توان تغییراتی را اعمال کرد. اما ظاهراْ در ایران چنین دیدی به این سهولت هنوز وجود ندارد. در اولویت بندی های فوق تنها محورهای تا حدودی آکادمیک و صادقانه مطرح شد. اما قطعاْ افرادی هستند که منافع فردی و شخصی را پیگیری می کنند و اگر هر کدام از این محورها را در زبان اعلام کنند منظور آنها منافع فردی شان است. نظام تنها به تعدادی افراد و اطرافیان آنها و منافع شخصیشان مرتبط می شود. منظور مقایسه نیست. اما این حالت هم حالت جالبی بود. وقتی امریکا به عراق حمله کرد نیروهای امنیتی عراق اولویت خود را نه حفظ جان انسان ها نه حفظ منافع ملی نه حفظ کشور و نه حتی حفظ نظام سیاسی بلکه تنها حفظ جان صدام تعریف کرده بودند. بنابراین اینجا می توان سؤال ششم را هم مطرح کرد. بین تمام موارد فوق و حفظ منافع و مصالح شخصی کدام یک را می توان انتخاب کرد؟ به هرحال در بهترین شرایط تلفیق و حفظ تمامی حالات فوق است. زندگی در یک کشور همراه با رفاه و صلح و تلاش برای اعتلای وضعیت موجود و ساختن آینده ای بهتر. نظامی توسعه گرا و اخلاقی به همراه جامعه ای اخلاقی. بهترین حالت برای رفع کاستی ها و کژی ها اصلاح آن است. حتی اگر این اصلاح به تغییر کامل منجر شود روش باید اصلاح گرانه با کمترین هزینه ها باشد. دیگر آن که تمام انسان ها در یک سیاره زندگی می کنند و هم وطن هستند. مرزها تنها در اذهان ما وجود دارند. منافع انسانی بر تمامی منافع اصلح هستند. به نظر نمی رسد که در شرایط واقعی تضادی بین منافع انسان ها٬ ملت ها٬ کشورها و نظام های برخواسته از آنها باشد. در مورد شرایط فعلی جامعه ما هم تحلیل کوتاهی در آینده ارائه خواهد شد.
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|