تبليغاتX
گفت و گوی اصلاحی - ورزش و اسرائیل

بهتر است پيش از پرداختن به اصل مطلب موضع نويسنده را در اين مورد روشن كنم كه از ابتدا اين مطلب به سرنوشت مطلب پيش دچار نشود!‌ اگر جمهوري اسلامي ايران دولت اسرائيل را به رسميت نمي شناسد و آن را رژيمي اشغالگر مي داند كه قبله دوم مسلمين را غصب كرده است، اين جانب!‌ ملت اسرائيل را نيز به رسميت نمي شناسد!! براي اين ادعا نيز دلايل محكمه پسند و به ظاهر منطقي دارم. واژه ملت "nation" براي خود تعريفي دارد كه بايد حداقل 80%‌ آن را در نظر بگيريم! به نظر شما افرادي با نام فاميل جكسون و جانسون و چخوف و اشنايدر و پاك نژاد و ... و به رنگ هاي سياه و سفيد و سبزه و ... چه اشتراك نژادي مي توانند با هم داشته باشند كه آنها را ملت بناميم؟‌ يكي روس،‌ يكي امريكايي،‌ يكي استراليايي،‌ يكي ايراني،‌ يكي اسلاو،‌ يكي ژرمن،‌ يكي ... ! اشتراك جغرافيايي اين افراد چيست كه در آن سابقه سكونت تاريخي داشته باشند؟ مگر نه اين است كه پدران،‌ پدربزرگ ها يا در نهايت اجداد اين افراد در شصت سال پيش دسته دسته از كشورهاي مختلف به اين كشور با صاحب مهاجرت كردند؟ اشتراك قومي اين ها چه مي تواند باشد؟ زبان عبري تا پيش از مهاجرت تنها زبان ديني اين افراد بوده است. تنها مسأله اي كه ساكنان اسرائيل از آن به عنوان سند اصلي سابقه ملي خود نام مي برند سكونت قومي به نام بني اسرائيل در زمان حضرت موسي در منطقه اورشليم است! مي دانيم كه اين داستان (عبور موسي و يارانش (ياراني كه همگي به او خيانت كردند و با دعاي اين پيامبر آواره شدند) از رود نيل و سكونت آنها در منطقه فلسطين فعلي) تنها يك داستان ديني در كتاب (غيرمستند و منحرف شده) تورات است و هيچ سند مشخص و قطعي باستان شناسي و علمي در اين زمينه اين مطلب را اثبات نكرده است. كما اينكه اثبات اين مسأله نيز دليل تصاحب سرزمين فلسطين به دست ارتش انگلستان با پشتيباني مالي دولت امريكا و حمايت دولت هاي شوروي و آلمان نمي شود. اگر اين طور است ما هم بايد تمام قلمرو انوشيروان را دوباره تسخير كنيم! تنها اشتراك ساكنان اسرائيل دين يهود است و در بهترين حالت مي توانيم آنها را يك امت بناميم نه ملت. براي اينكه از مباحث سياسي تا حدي فاصله بگيرم و نشان دهم كه به هيچ وجه نگاه جانبدارانه اي در كار نيست اين را هم ذكر مي كنم كه تنها كشور اسرائيل نيست كه فاقد ملتي مشخص و شناسنامه دار است. متخصصين رشته مردم شناسي مي دانند كه اين مسأله براي كشورهاي فنلاند،‌ افغانستان و ميانمار (برمه)‌ نيز وجود دارد. همچنين در مطلب شهر بي هويت به بررسي همين نشانه ها براي ساكنان شهر تهران و كشور امريكا نيز پرداختم.  شايد به همين دليل باشد كه به درستي اكثريت دولتمردان و روزنامه نگاران ايراني از جمله دوست خوبم محمدرضا يزدان پناه به درستي از واژه مردم اسرائيل و نه ملت اسرائيل استفاده مي كنند. من نيز براي تمامي مردم دنيا از جمله مردم اسرائيل احترام قائلم و آنها را دوست دارم. اما نه تنها آنها را يك ملت نمي دانم بلكه معتقدم بسياري از آنها از هموطنان من هستند و بهتر است به جاي زندگي در بهترين نقطه دنيا كه ظاهراً‌ متعلق به افراد ديگري است!!‌ به سرزمين خودشان يعني ايران بازگردند.
فرصت و حوصله آن نيست كه به تفاوت امريكا و اسرائيل در سياست خارجي ايران بپردازم. تنها به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه در محورهاي سياست خارجي ايران كشور ما يك كشور اسلامي است و اسلام و احكام آن و به طور كلي ايدئولوژي اسلامي تعيين كننده سياست هاي ايران هستند. دولت امريكا به دليل برنامه ريزي بر عليه كشورهاي اسلامي،‌ جلوگيري از شكل گيري دولت هاي دموكراتيك اسلامي با برنامه ريزي و دفاع از دولت هاي استبدادي و استعمارگر،‌ استعمار كشورهاي اسلامي و دخالت در امور مسلمانان به دشمن ايران تبديل شده است. به عنوان مثال بارز مي توان از دخالت در كودتاي 28 مرداد و حمايت از رژيم شاه سابق در برابر خواسته هاي مردم ايران، به رسميت نشناختن انقلاب اسلامي ايران و دولت جمهوري اسلامي،‌ حمايت و پشتيباني از صدام جهت حمله به ايران در طول 8 سال جنگ،‌ دفاع و پشتيباني از اسرائيل در برابر ملت فلسطين، دخالت در كشورهاي اسلامي به خصوص خاورميانه و رويارويي با آنها به خصوص در بعد اقتصادي نام برد. طبعاً‌ همان طور كه امام خميني نيز اشاره كرده اند تا زماني كه سياست هاي فعلي امريكا در برابر ايران و كشورهاي اسلامي ادامه داشته باشد امريكا همچنان دشمن ايران و مردم ايران خواهد ماند. اما طبعاً با معذرت خواهي امريكا درباره كودتاي 28 مرداد، عدم حمايت از صدام، برقراري صلح عادلانه در فلسطين با رضايت فلسطينيان،‌ عدم دخالت امريكا در كشورهاي اسلامي به خصوص ايران و بهبود روابط سياسي و تجاري امريكا با ايران و ساير كشورهاي اسلامي دشمني امريكا با ايران مي تواند به دوستي تبديل شود يا حداقل برطرف شود. اما اسرائيل براي ما همچنان دولتي نامشروع و غاصب محسوب مي شود و اين هم از همان ايدئولوژي اسلامي نشأت مي گيرد و اين دشمني حداقل تا زمان بقاي جمهوري اسلامي ايران باقي خواهد بود. (شانس آورديد حوصله اي نبود وگرنه فرق اين دو را بهتر از اينها به شما نشان مي دادم!!!) در مطلب رویکرد به شرق نيز در خصوص محورهاي سياست خارجي ايران و تغييري كه در اولويت گذاري آنها مشاهده مي شود،‌ صحبت كرده ام.

المپيك يك فستيوال ورزشي با هدف برقراري صلح و دوستي بين ملت ها است. مردمان كشورهاي جهان از تمامي قاره ها بهترين ورزشكاران خود را براي رقابت و رساندن اين پيام به المپيك مي فرستند. سياست و دولت ها هيچ نقش و تأثيري در اين رقابت ها ندارند. بخش نخست مطلب نشان مي دهد كه اسرائيل و پرچم آن به هيچ وجه براي ما مشروعيتي ندارد كه بخواهيم پيام دوستي ايرانيان را حتي به ملت يا حتي مردم آنجا برسانيم. اما ...
حتي اگر پيام المپيك، دوستي تمام انسان ها فارغ از هر رنگ و نژاد نبود باز هم براي قضاوت درست تلاش مي كردم لحظه اي جاي خود را با يك ورزشكار اسرائيلي عوض كنم. فكر مي كنيد او از اينكه يك ورزشكار ديگر حاضر نيست با او مسابقه دهد و بدون مسابقه پيروز شده است، خوشحال است؟ از اينكه نه تنها كشور و مردمش بلكه خودش هم به رسميت شناخته نشده است بايد خوشحال باشد؟ تنها گناهي كه او مرتكب شده است اين است كه در كشور اسرائيل متولد شده است. او نه در تسخير آنجا نقشي داشته و اساساً‌ در آن موقع حضور داشته و نه عقايدش با عقايد رهبران كشورش تطبيق كامل دارد. تنها بنا به جبر جغرافيايي در آن سرزمين متولد شده و تنها كاري كه انجام داده اين است كه در يك باشگاه ورزشي ثبت نام كرده و با تلاش خود را به اينجا رسانده است. راه ديگري داشت؟ مي توانست با پرچم كشور ديگري در رقابت ها شركت كند؟ مي دانم روزي صد بار آرزو مي كند كه كاش رقابت ها بدون ذكر مليت و پرچم برگزار مي شد و مانند رقابت هاي حرفه اي تنها افراد با هم رقابت مي كردند. حتماً او بهتر از من مي داند كه اين گونه نيست كه تمامي ورزشكاران ايراني به خواست خود از رقابت با ورزشكاران اسرائيلي انصراف دهند و مسؤولين ايراني و سياست هاي آنها هيچ نقشي در اين ميان نداشته باشند. من اگر يك ورزشكار ايراني بودم و در چنين موقعيتي قرار مي گرفتم قطعاً اگر امكان رقابت با آن ورزشكار برايم وجود نداشت و عواقب خوبي در انتظارم نبود، مسابقه نمي دادم. اما شخصاً‌ نزد حريفم مي رفتم و او را در آغوش مي كشيدم و از او عذرخواهي مي كردم. به او مي گفتم كه به عنوان يك انسان او را دوست دارم و دركش مي كنم و دوست داشتم كه با او مسابقه مي دادم و پيروز مي شدم. مي گفتم كه هر كدام از ما پيش از اينكه دورمان را مرزبندي كرده باشند و متعلق به سرزميني باشيم، يك انسان هستيم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |  پادکست
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی‌٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.

امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد.

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
سرآغاز
مرگ دیکتاتور
پیرو خط امامیم و عاشق راه امام
مثلث فرهنگی
توضیح دموکراتیک!
یک تحلیل ساده
درس های امسال
کارناوال شادی
اولویت های سه گانه
چسب های اجتماعی
ولنتیان!
یک شوخی بد
اصول گرایی
اباالفضل!!!
خطاب به برادران مسلمان
امتیازگیری غیراخلاقی
300
نوروز خجسته
مای ایرانی
ملوانان انگلیسی
جنبش دانشجویی
به کجا چنین شتابان
راه ترکستان
بحران
موانع فعالیت حزبی در ایران
رویکرد به شرق
برنامه اقتصادی دولت احمدی نژاد
انقلاب مخملی
رویکرد به شرق 2
بومی سازی توسعه
تبلیغ توهین آمیز
شبیه سازی رستورانی
شهر بی هویت
مسیر دانش
پیوندها
عباس عبدی
احمد شیرزاد
محمدجواد غلامرضا کاشی
علی اصغر خدایاری
سید مصطفی تاجزاده
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
سید محمد خاتمی
شیرین عبادی
سعید شریعتی
شهاب طباطبایی
اکبر هاشمی رفسنجانی
محمدعلی نجفی
محمدعلی ابطحی
کریم ارغنده پور
محسن کدیور
علی مزروعی
بنیاد باران
پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
جنبش زنان
خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری کار ایران
خبرگزاری آفتاب
تحکیم نیوز
ادوارنیوز
کارگزاران
نوروز
روز
رادیو زمانه
بالاترین
یک شاخه نیلوفر
سمیک
خنده گری
صحیفه ای برای تاریخ
بوی خاک
محتضر
نگاهی به آسمان
صادق صدق گو
توکا نیستانی
حسین نوری نیا
اسماعیل خلیلی
اسماعیل یزدان پور
احمدرضا حائری
هادی حیدری
موج مرده
گفتمان اصلاحات
اکبر منتجبی
خبرانه
افرنگ
آسمون آبی و هوای تازه
پرستو دوکوهکی
ٌصورتی خاکستری
مصطفی بهمن آبادی
محمدجواد روح
جعفر مرتضوی
میرا
سیامک قاسمی
محمدحسین عاملی
حنیف مزروعی
کنش های فرهنگی و هنری
هم آوا
علی پیرحسین لو
پژمان حقیقی
حسین نورانی نژاد
عصر طلایی
به تماشای آبهای سپید
نقطه كور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Mississippi Jones Act Injuries
Mississippi Jones Act Injuries Counter