![]() |
![]() |
|
|
در عالم سیاست مردان زیادی میآیند و میروند، گاهی در کوتاه مدت عملکرد آنها به چشم نمیآید. مثلاً تاریخ مشخص میکند در زمانی که استعمار پیر اکثریت کشورهای عقبمانده را در بر گرفته بود در ایران فردی به نام مصدق آمد و با ترفندهای سیاسی خود دست استعمار را از منابع نفتی ایران کوتاه کرد. شاید در آن هنگام برای بسیاری از افراد همین مملکت سؤال بود که بالاخره مصدق آدم خوبی است یا نه؟!! (شاید این سؤال هنوز هم برای بعضیها وجود داشته باشد!!!) یا به عنوان مثالی برعکس در مقاطعی پادشاهانی آمدند که به دلیل بیکفایتی یا وابستگی تکههایی از خاک این کشور را به روسیه و انگلستان واگذار کردند. آخرین نمونه عجیب هم اعلام استقلال بحرین توسط محمدرضا پهلوی پس از بازپسگیری آن پس از 50 سال از دولت انگلستان بود. شاید امروز هم برخی متوجه نیستند که این پادشاهان ضعیفالنفس در طول تاریخ چه خیانتهایی را به این کشور و ملت انجام دادهاند. تاریخ نمونههای فراوانی از این خدمتها و خیانتها به ما نشان میدهد. ویژگیهای مشترکی را میتوان میان خیانتکاران و همچنین خدمتگزاران یافت. دسته نخست کسانی بودند که بهراحتی و عمدتاً بدون پشتوانه مردمی چندانی به قدرت میرسیدند. سواد، توانایی واساساً شایستگی قابل توجهی نداشتند و هدف آنها از دستیابی به قدرت تنها قدرت بود! طبیعی است چنین افرادی تنها به حفظ قدرت و جایگاه خود میاندیشیدند و حاضر بودند همه چیز را فدای این آرمان مقدس خویش کنند! هر بار بخشی از خاک این کشور را ببخشند یا معدنی و ... هر چیزی که امکان حفظ قدرت با از دست دادن آن وجود داشته باشد! شخصاً نمیدانم اگر چنین بیکفایتانی در دنیا نبودند اکنون انگلستان و روسیه چه جایگاهی در جهان داشتند! اما دسته دوم کسانی بودند که معمولاً به دلیل شایستگیهای فردی و توان مدیریتی بدون اتصال به استبداد و استعمار جایگاهی میانی را در قدرت کسب میکردند. قدرت، چندان باب میلشان نبود ولی نارضایتی از وضع اسفبار موجود و بیتفاوتی دیگران آنها را وادار میساخت تا برای اصلاح و بهبود در چنین جایگاهی قرار گیرند. مدت حضورشان در قدرت نیز چندان به طول نمیانجامید اما در همین مدت کوتاه به رغم تمامی سنگاندازیها و مخالفتها و ... دست به اقداماتی میزدند که تحولاتی شگرف در کشور میآفرید. روش اجرای این تحولات نیز بین اكثرآنها مشترک بود. نخست آنکه تلاش میکردند اهمیت کارخود را عادی جلوه دهند تا از حساسیتهای موجود بکاهند. همچنین اقدامات خود را به صورت پیاپی انجام میدادند تا مخالفان توان رویارویی با تمامی اقدامات را نیابند. اهمیت کارشان آن زمان چندان به چشم نمیآمد اما تاریخ نشان میداد که در آن مقطع تحولی بزرگ روی داد و سرفصلی تازه آغاز شد. کارهای آنها عمدتاً نیمه تمام میماند و دوران سیاهی و سکوت با سرکوب آنها شروع میشد اما گویی برخي مستبدین از برخورد ظالمانه خود با آنها دچار عذاب وجدان و احساس گناه میشدند و اقدامات آنها را تا حدی البته به روش خود ادامه میدادند. این، سرنوشت مستبدین را هم همانند آنها میکرد! قصه عجیبی است قصه مصدق و رضا شاه، امیرکبیر و ناصرالدین شاه، داستان جالبی است داستان اصلاحات پهلوی و ناصری! اصلاحات در ایران مدتها است که آغاز شده است اما اگر مردم در هر دوره واقعاً قدر اصلاح طلبان دوران خود را میدانستند و به پشتیبانی قاطعانه از آنها برمیخواستند اکنون وضعیت کشورمان خیلی بهتر از این بود که هست. نكتهاي كه ذهن را به خود مشغول ميكند اين است كه چرا در ايران مردم قدر خدمتگزاران خود را نميدانند و خائنين را از قدرت پايين نميكشند؟ چرا گاهي حتي تشخيص هم نميدهند كه كدام يك انسان اخلاقي و شرافتمندي است و كدام يك فرصتطلب و وطنفروش و تشنه قدرت؟ در مالزي يك دورهاي فردي به نام ماهاتير محمد ظهور ميكند و همگي منشور اصلاحاتش را ميپذيرند و در رأس برنامههاي كلان كشور طي سالهاي سال قرار ميدهند و با شتاب هر چه تمامتر ظرف مدت كوتاهي از يك كشور عقبمانده به يكي از توسعهيافتهترين كشورهاي آسيا تبديل ميشوند، اما در ايران سالهاي سال است كه ستارگاني به مراتب درخشندهتر از ماهاتيرمحمد ظهور كردند و هيچگاه مردم آنها را با كمال ميل نخواستند و نپذيرفتند كه اگر ميخواستند ايران با منابع و سرمايههاي غني خود و استعداد ذاتي جوانانش ميتوانست به مراتب بالاتر از ساير كشورهاي آسيايي بايستد. اما آنچه كه بود و دوام و بقا داشت استبداد بود و روحيهاي ضعيف در ملت و منطقي تسليم لزوم و بايستگي تداوم استبداد! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|